بررسی استراتژیک

اشراف اطلاعاتی + تحلیل واقع بینانه =» بصیرت استراتژیک

بررسی استراتژیک

اشراف اطلاعاتی + تحلیل واقع بینانه =» بصیرت استراتژیک

بررسی استراتژیک

جریان شناسی و قدرت تحلیل مسایل سیاسی جزو معرفت دینی است. ( امام خامنه ای مدظلله العالی)



۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داعش» ثبت شده است

دیوید ایک" نویسنده و پژوهشگر بریتانیایی، مدعی شد که توانسته از خطای کارگردانی در نمایش فیلم حمله مسلحانه به دفتر مجله شارلی‌ابدو پرده بردارد.

در این ویدئو یکی از مهاجمان از فاصله بسیار نزدیک با تفنگ کلاشنیکوف، به‌ظاهر به سر یک پلیس حاضر در محیط مجله تیر خلاص می‌زند اما جالب این است که حتی یک قطره خون از سر این پلیس جاری نمی‌شود.


رسانه‌های فرانسوی مدعی شده بودند که "احمد مرابط" افسر تونسی‌تبار پلیس فرانسه، در این حادثه کشته شده است که در پی این حادثه، ده‌ها هزار نفر در کشورهای غربی با برافراشتن پلاکاردهای "من احمد هستم"، پویش تازه‌ای برای مبارزه با تروریسم به راه انداختند.

ایک در پژوهش خود با اشاره به فیلم منتشرشده از اقدام به قتل "احمد مرابط" اظهار می‌دارد که این موضوع حقیقتاً عجیب و به معجزه شبیه است و باید گفت تنها دو احتمال  برای این حالت وجود دارد؛ اول اینکه پلیسی که به او شلیک شده موجودی بشری فاقد خون در بدن خود است و احتمال دوم اینکه این، تنها یک سناریوی کثیف بوده که طی آن، سازمان‌های اطلاعاتی، تعدادی روزنامه‌نگار را هدف قرار داده‌اند تا  افکار عمومی جهان را برای توجیه سناریوی آینده علیه مسلمانان در اروپا و خاورمیانه آماده سازند. 


این ویدئو که توسط "دیوید آیک" بررسی شده و  در حدود یک دقیقه است بارها از سایت‌های یوتیوب و گوگل‌ویدئو حذف شد اما به علت اشتراک‌گذاری وسیع آن، بطور لحظه‌ای فایل این فیلم، در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود.

این نخستین بار نیست که غربی‌ها برای سرکوب مسلمانان و حمله به کشورهای اسلامی از این سناریوها بهره می‌برند. هنوز افکار عمومی جهان، سناریوی حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی به برج‌های دوقلوی آمریکا را به خاطر دارند که منجر به حمله نیروهای ناتو به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم شد و سپس حمله به عراق به بهانه وجود القاعده در این کشور و جنگ بی‌پایانی که هر روز ده‌ها و صدها قربانی در این کشور می‌گیرد.

در مورد حادثه پاریس جالب این است که گویا طبق سناریویی از پیش طراحی‌شده، تشبیه این حملات به حملات یازده سپتامبر آمریکا در دستور کار قرار گرفت و ده‌ها تن از رؤسای کشورهای غربی و عربی از جلمه چند کشور اسلامی (فلسطین، اردن و عربستان سعودی) در تظاهرات میلیونی در پاریس در محکومیت حمله به مجله شارلی‌ابدو حضور یافتند.


رسانه‌های غربی این هجوم را به حمله اسلام‌گرایان به اهل قلم و ترور آزادی بیان قلمداد کرده‌اند که نگاهی به کاریکاتورهای مرتبط با این موضوع، نشان می‌دهد که این سناریو به گونه‌ای نگاشته شده که تداعی‌کننده بی‌گناهی و مظلومیت کشته‌شدگان این حادثه باشد.

بر اساس این گزارش، پرسش‌هایی که در صورت صحت فرض مزبور به ذهن مخاطب متبادر می‌شود از این دست است:

چرا همه مهاجمان با شلیک پلیس کشته شدند و به رغم مهارت پلیس ضدتروریسم فرانسه، حتی یک نفرشان هم زنده دستگیر نشد؟

چه کسانی دستور حمله به مجله را به حمله‌کنندگان داده بودند؟ 

چرا تأکید می‌شود که یکی از مهاجمان در یمن آموزش دیده و ارتباط آن با تحولات شگفت‌انگیز چند ماه اخیر در این کشور چیست؟ 

چرا در رسانه‌های غربی این همه تأکید می‌شود که مهاجمان پیش از این، در درگیری‌های سوریه و عراق شرکت داشته‌اند و آیا سناریوی جدیدی برای این دو کشور در راه است و آیا سناریوی بعدی غرب برای مبارزه با تروریسم و حمایت از امنیت غرب منجر به تصمیم به حمله گسترده زمینی کشورهای عضو ائتلاف علیه داعش به سوریه، عراق و یمن نیست؟ 

چگونه مهاجمانی که سابقه جنگ در یمن و سوریه و عراق را داشته‌اند در آزادی کامل، وارد اروپا شده و به فرانسه رفته و بدون حتی یک بار بازخواست و بازجویی، آزادانه به فعالیت‌های خود مشغول شده‌اند؟ با توجه به اینکه اطلاعات حمله‌کنندگان در لیست افراد مظنون سیا وجود داشته آیا به‌راستی سرویس جاسوسی فرانسه که بسیاری از اطلاعاتش را از دیگر سازمان‌های جاسوسی غربی می‌گیرد، تا این اندازه ضعیف است؟

پیش از این نیز در خبرها آمده بود که کشورهای غربی در پی شکست های مکرر داعش در عراق و سوریه و پیروزی‌های چشمگیر ارتش و مردم عراق و سوریه در دفع حملات داعش و بازپس گیری شهرهای عراق و سوریه از این گروهک تروریستی تصمیم دارند در بهار آینده حملات زمینی گسترده را به سوریه آغاز کنند؟

آیا رشد سریع و صعودی جمعیت مسلمانان فرانسه طی سال‌های اخیر که پیش‌بینی می‌شود در دهه‌های آینده بافت جمعیتی این کشور و حتی ساختار قدرت آن را به سود مسلمانان تغییر دهد، نقشی در طراحی این سناریو داشته است؟

آیا سناریوی حمله به دفتر نشریه "شارلی ابدو" و سپس تلاش برای جهانی‌سازی ابعاد آن، از ابتدا برای همین منظور طراحی شده است؟

  • ۱ نظر
  • ۲۳ دی ۹۳ ، ۰۹:۳۴
  • ۲۸۱ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)

یک باره با شمشیرهای برهنه در کوچه ها و خیابان ها و بازارها و هرجا که مردم تجمع کرده باشند، خارج می شوند و ندای «حکم فقط از آن خداست را سر می دهند» و پس از آن بدون اینکه میان کسی تمایز و تفاوتی قائل شوند، همه مردم را از دم تیغ می گذرانند. 

آنچه گفته شد، توصیف یکی از صحنه های قرون و دوره های گذشته نیست، بلکه یکی از برخوردها و تعامل های گروه های تکفیری در مناطقی است که آنها را به تصرف خود درآورده اند، چقدر صحنه هایی که این روزها مشاهده می شود، شبیه صحنه های تاریخی به وقوع پیوسته توسط خوارج و تکفیری ها در قرون اولیه اسلامی است. 

میان تکفیری های دیروز و تکفیری های امروز عناصر مشترک بسیاری وجود دارد که خیلی ها ممکن است، از آنها بی خبر باشند. این ماجرا واقعا از کجا شروع شد؟ 

سرمنشاء افراط گرایی و تندروی را باید از سرزمین «نجد» جست وجو کرد، چراکه این سرزمین کانون و مرکز سیاسی جنبش ها و تحرکات اعتراض آمیز پس از وفات پیامبر صلى الله علیه وآله و سلم به شمار می آمد، به گونه ای که از «سهل حنیفه» شاهد ظهور «مسیلمه» دروغگو بودیم که «سجاح التمیمیه» با وی هم پیمان شد و از «سهل حنیفه» بود که «محمد بن عبد الوهاب»، صاحب دعوت وهابیت بعدها زاده شد و به حیات خود ادامه داد و به تبلیغ دعوت خود پرداخت. 

به این ترتیب بسیاری از نجدی‌ ها در دوره پیامبر (ص) از دین برگشته و مرتد شدند و این ارتداد آنها آنقدر ادامه یافت تا بر علی بن ابی طالب، امیر مومنان علیه السلام نیز شوریدند و به «خوارج» معروف شدند، در حالی که برای توجیه خویش پرچم «حکم فقط از آن خداست» را برافراشتند و براساس آن به قتل و کشتار مسلمانان در عراق و ایران پرداخته و قتل و کشتار تمام مسلمانان را مباح کردند تا به این ترتیب جنبش آنها با خشونتی آمیخته به تفسیر دینی و مذهبی در آمیخت و به مهمترین ویژگی و صبغه این افراد تبدیل شد و این مهمترین و اصلی‌ ترین پایه مکتب نجدی در تعامل با دیگران حتی پیش از ورود آنها به آیین اسلام بود. 

شباهت‌ها و تفاوت‌های تفکر داعش با وهابیت چیست؟ /در حال تکمیل

هنوز مدتی نگذشته بود که اعراب نجد تحت عنوان «قرمطیان» تلاش کردند، انقلاب خود را به مناطق دیگر صادر کنند و این موجب شد تا حملات آنها عراق و سرزمین شام را در برگیرد و تا نزدیکی مرزهای مصر پیشروی کنند، به گونه‌ ای که حتی «کعبه»، خانه خدا نیز از دست ویرانگری‌ های آنها در امان نماند. 

پس از آن راهی «بعلبک» شدند و بعد از قتل عام و کشتار اهالی آن، راه «سلمیه» را پیش گرفتند و اگرچه به اهالی این شهر در ظاهر امان دادند، اما هر آن کس را که از خاندان و طایفه بنی هاشم می‌ دیدند، قتل عام می کردند، تا به این ترتیب وقتی از آن خارج شدند، هیچ جنبده ای را نمی توانستی در شهر ببینی. 

پایگاه خبری «العهد» نوشت: این وحشی گری بر اساس خط مشی فکری مبتنی بود که «النویری» در سخنش درباره تربیت فکری جوانان قرمطی به آن اشاره کرده بود، همان گونه که «طبرى» نیز در داستانی که درباره جوانی مسلمان که به آیین قرمطی درآمده و مادر و خانواده اش را ترک کرده و آیین جدید را پذیرفته بود، به آن اشاره و تاکید کرده بود که مهمترین اصل حاکم بر آیین قرمطی مباح بودن ریختن خون هاست. 

دوره‌ها و حکومت ها گذشتند و قرمطیان به حیات خویش ادامه دادند تا اینکه «محمد بن عبد الوهاب» با دعوت دینی اش و هم پیمانی اش با «ابن سعود» پای به عرصه گذاشت و برای شناخت هرچه بهتر «محمد بن عبد الوهاب» و «ابن سعود» همین کافی است که گفته شود، شعار آنها «خون و ویرانگری و غارت» بود. 

شباهت‌ها و تفاوت‌های تفکر داعش با وهابیت چیست؟ /در حال تکمیل

به این ترتیب ابن عبد الوهاب ماموریت مباح بودن ریختن خون‌ ها به دست آل سعود و مشروع بودن آن و اجرای این اصل بر تمام مسلمانان که از دید آنها کافر و مرتد شمرده می‌ شدند، را به عنوان توجیهی مذهبی و دینی برای غارت‌ ها و قتل ها و چپاول‌ ها و در عین حال توسعه طلبی هایشان را برعهده گرفت. 

به این ترتیب ملاحظه می شود که مدرسه فکری قرمطیان در شستشوی مغزهای جوانان تفاوت چندانی با خط مشی که فقهای وهابی در قبال جوانان در پیش گرفتند، تفاوتی ندارد. فقهای وهابی نیز به جوانان خود القا می کردند که هر کس وهابی نیست، را به قتل برسانند، چون به سادگی این اصل را توجیه می‌ کردند که اگر طرف مقابلت وهابی نباشد، مسلمان نیست و به همین دلیل ریختن خونش مباح است. 

به این ترتیب سعودی های وهابی ابتدا نجد را به اشغال خود درآوردند تا پس از آن با توسعه غارت ها و چپاول هایشان منطقه «احساء» را نیز به نجد ملحق کنند و پای به قطر و بحرین و کویت و عمان بگذارند و سپس سرزمین حجاز را به خود ملحق کنند و با یمنی ها به جنگ بپر دازند و از آنجا راه اشغال عراق و سرزمین شام را پیش گیرند. 
 
شباهت‌ها و تفاوت‌های تفکر داعش با وهابیت چیست؟ /در حال تکمیلوهابیت و داعشیت: تطابق در اندیشه ها و افکار 
 
در این خصوص تنها کافی است به آنچه «عثمان بن بشر النجدی»، مورخ سعودی حکومت اول سعودی ها در کتاب معروفش «بزرگی و شکوه در تاریخ نجد» درباره کشتار و قتل عام کربلا در سال 1216 هجری آورده است، اشاره کنیم . 

النجدی در این خصوص می‌ گوید که سعود و البته منظور وی «سعود بن عبد العزیز بن محمد بن سعود» است، با لشکریان خود که آنها را از نجد و بیابان‌ های اطراف گرد آورده بود، راه سرزمین کربلا را در ماه ذی قعده در پیش گرفت و در این راه وهابی های بسیاری را گرد آورده بود، آنها چون به کربلا رسیدند، از دیوارها و سورهایش بالا رفتند و با زور وخشونت وارد خانه ها و بازارهایش شدند و اغلب اهالی این شهر را قتل عام و قبه ای را که بر بالای مزار «حسین بن علی» [ع] گذاشته شده بود، را تخریب کردند وهر آنچه از طلا و پول و زمرد و یاقوت در آن بود، را غارت کردند و همه آنها را به عنوان غنیمت جنگی به سرزمین نجد بردند. 

عثمان بن بشر النجدی در پاسخ به انتقاد مسلمانان در قبال آنچه وهابی ها در کربلا دست به آن زدند، با افتخار می گوید: بگویید که خدا را سپاس و شکر که ما کربلا را تصرف کردیم و مردمانش را ذبح کرده و سر بریدیم و بخشی از آنها را به اسارت گرفتیم و از این اقدام خود عذر خواهی نمی‌ کنیم و به مسلمانان که آنها را کافر می نامد، در بخش دیگری از کتاب خود می گوید که «10 روز را در کربلا سپری کردیم و در آن چنان به قتل و کشتار و تخریب و ویرانگری پرداختیم که در قدرت درک و فهم هیچ کس نمی گنجد». 

این توجیه و تعلیل آشکارا نشان می دهد که آنها از وهابیت به گونه ای سخن می گفتند که تنها و تنها آن اسلام است و هر کس در این آیین و مکتب نگنجد، مسلمان نیست و این موضوعی بود که محمد بن عبد الوهاب در رسائله اش به آن اشاره و بر آن تاکید کرده بود. 

ابن عبد الوهاب درباره اصل تولی و تبری می گوید که فرد مسلمان هیچ گاه مسلمان واقعی نمی شود، مگر آنکه شرک را ترک کند و یکی از راه های ترک شرک دشمنی و خصومت ورزیدن با مشرکین و بیان خصومت و نفرت خویش از آنهاست  (محمد بن عبد الوهاب: کتاب کشف الشبهات و 13 رساله دیگر، چاپ قاهره، چاپ چهارم). 

عبد الوهاب حکم به تکفیر تمام شیعیان داد و سرزمین و کشورهای آنها را سرزمین و کشور کفر و جنگ دانست و تصریح کرد که اگرچه همه آنها به یگانگی خدای متعال و پیامبری محمد (ص) شهادت می دهند و نماز جمعه و جماعت را ادا می کنند، اما در صورتی که با آنها در شریعت اختلاف نظر پیدا کردیم، به آنچه ما در آن اصول حکم می کنیم، توسل می جوییم و آنها را کافر و قتل اشان را واجب و سرزمین و کشورشان را سرزمین و کشور کفر و جنگ می دانیم و به آنها حمله می کنیم ( رساله کشف الشبهات ). 

شباهت‌ها و تفاوت‌های تفکر داعش با وهابیت چیست؟ /در حال تکمیل

به این ترتیب عبد الوهاب همه شیعیان را تنها به یک کلمه تکفیر کرد. ابن تیمیه در این خصوص می گوید: آدمی با کلمه ای که از دهانش خارج می شود، کافر می شود. 

از این مکتب نظریه پردازان و تئوریسین هایی فارغ التحصیل شدند که به سلفی های تکفیری یا جهادی معروف شدند و پایه گذار گروه ها و سازمان ‌هایی مانند القاعده شدند تا از القاعده گروه ها و سازمان های دیگری زاده شود که داعش امروز یکی از آنهاست. 

دو محور اصلی پایه و اساس اندیشه‌ های سلفی تکفیری را تشکیل می دهد: یکی حاکمیت و دیگری عقیده تولی و تبرا و با این که مسلمانان درباره اصل «حکم فقط از آن خداست» با یکدیگر اختلاف نظر ندارند، اما تفاوت میان طوایف و گروه های اسلامی با گروه ها و جماعت های تکفیری در این است که برداشت و فهم هریک از آنها از متون و نصوص دینی با یکدیگر تفاوت می کند و هریک از آنها برداشت هایی از این متون و نصوص دارند که علما و روحانیون آنها برداشت می کنند، به همین دلیل فهم نادرست و اشتباه در متن و نصی نمی‌ تواند، موجب تکفیر گروه دیگر شود. 

شباهت‌ها و تفاوت‌های تفکر داعش با وهابیت چیست؟ /در حال تکمیلاما خط مشی و دیدگاه دیگر تکفیری ها به تبعیت از بنیانگذار مکتب اشان ابن عبد الوهاب این است که آنها به تعدد و کثرت برداشت ها از متون و نصوص دینی و امکان اجتهاد در فهم این متون و نصوص باور ندارند و تنها به آنچه خود برداشت می کنند، باور دارند، در این صورت اگر مسلمانی دیدگاه و برداشتی غیر از دیدگاه و برداشت آنها داشته باشد، وی خارج از دین و مرتد و کافر می‌دانند و این یک ادعا نیست، بلکه در تمام متون و نصوص آنها آمده و تاکید شده که در صورتی که مسلمانی برداشت های آنها را نپذیرد، نه تنها باید وی را مرتد و خارج از دین بدانند که باید حد را نیز درباره وی اجرا کنند. 

اما در میان دو اصل حاکمیت و تولی و تبری، عقیده و باور دیگری وجود دارد که از تمام آنچه در این مطلب به آن اشاره شد، خطرناک تر است و آن اصل « در صورت عدم امکان اثبات مسلمانی فردی بر آنها، پس وی کافر است و برای اثبات مسلمانی فرد باید که آنها دلیل و برهانی داشته باشند و دلیل و برهان نزد آنها این است که فرد به همان چیزی ایمان و باور داشته باشد که آنها ایمان و باور دارند و در غیر این صورت و در صورت نقض این اصل خون فرد و عرض و ناموس و اموالش بر آنان مباح می شود. 

در این میان اگر مسلمانان اقدام به تطبیق و اجرای اصول و قواعد تکفیری‌ ها کنند، بدون تردید همه مسلمانان باید یک دیگر را تکفیر کنند و این تکفیر پای به عرصه تمام صحابه و پیروان این آیین تا قیام قیامت می گذارد. 

در چنین شرایطی دین اسلام به جای اینکه هویتی برای یک جامعه تشکیل دهد و به دینی جهان شمول تبدیل شود، همان گونه که خواست و اراده خداوند بوده به دینی در قبضه و احتکار گروهی خاص و محدود تبدیل می شود و نام و نشانی از اسلام واقعی در جهان بر جای نمی ماند. 

تفاوت‌های داعشیت و وهابیت

اما صرف نظر از اشتراک دیدگاه ها، داعشی ها و وهابی ها اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند، از جمله اینکهوهابیت دعوت خود را به سرزمین حجاز محدود کرده و حجاز را کانون و سرزمین دعوت خود می داند، اگرچه بر دعوت افراد دیگر به این مکتب در خارج از سرزمین حجاز نیز تکیه دارد، اما این تکیه به اندازه داعش نیستکه اعتقاد دارد، با تکیه بر «جهاد» باید سرزمین ها و کشورهای دیگر را تصرف کند و دولت اسلامی مورد ادعای خود را تاسیس کند و اینکه این دولت تا جای ممکن توسعه و گسترش خواهد یافت.

شباهت‌ها و تفاوت‌های تفکر داعش با وهابیت چیست؟ /در حال تکمیل

وهابی ها اگرچه سودای فتح جهان را نیز در سر داشته باشند، هیچ گاه از این ایده خود بی پرده سخن نمی گویند، اما داعش بی پرده و آشکارا از اهداف خود و اینکه چه کشورهایی را در بر خواهد گرفت، سخن گفته است.

تفاوت دیگر وهابی ها و داعشی ها را باید در اعتقادات آنها ملاحظه کرد. درحالی که وهابی ها به کعبه و حفظ آن اعتقاد و باور دارند، داعشی ها تهدید به از بین بردن آن کرده اند.

از سوی دیگر داعش هرگونه مماشات با غرب و در راس آنها آمریکا را نمی پذیرد، در حالی که وهابیت، غرب و آمریکا را مهمترین هم پیمان خود می داند.


داعش تمام غیر هم کیشان خود را تکفیر کرده و بسیار با خشونت با آنها برخورد می کند و حتی به نام مرتد بودن آنها از دم تیغ می گذارند، در حالی که خشونت وهابیت کمتر از داعش است و تا به این اندازه از اجبار و خشونت در برخورد و تعامل با پیروان دیگر ادیان استفاده نمی کند.

  • ۰ نظر
  • ۲۹ تیر ۹۳ ، ۰۲:۱۵
  • ۴۱۰ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)