بررسی استراتژیک

اشراف اطلاعاتی + تحلیل واقع بینانه =» بصیرت استراتژیک

بررسی استراتژیک

اشراف اطلاعاتی + تحلیل واقع بینانه =» بصیرت استراتژیک

بررسی استراتژیک

جریان شناسی و قدرت تحلیل مسایل سیاسی جزو معرفت دینی است. ( امام خامنه ای مدظلله العالی)



۴ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

درپی حمله  موشکی  نظامیان صهیونیست به روستایی درمنطقه قنیطره ، واقع درجولان سوریه که منجربه شهادت چند تن ازفرماندهان مقاومت و حزب‌الله خصوصا «جهاد مغنیه» فرزند شهید «عمادمغنیه» شد، سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان درپیامی دوکلمه‌ای به صهیونیست‌ها توصیه کرد: «پناهگاه هایتان را آماده کنید»،(جهزواملاجئکم).


گفتنی است این پیام بدون هیچ توضیحی و به دو زبان عبری وعربی با عکسی از دبیرکل حزب‌الله بر روی خروجی سایت شبکه المنار قرار گرفت.
رژیم صهیونیستی شنبه شب در اقدامی تجاوزکارانه این بار به شهر «قنیطره» واقع در جنوب سوریه حمله کرد و 9 تن از رزمندگان حزب‌الله را به شهادت رساند.
بر اساس اعلام حزب‌الله گروهی از رزمندگان حزب‌الله در حال بازدید میدانی از شهرک «الامل» در قنیطره بودند که هدف حمله موشکی یک هلی‌کوپتر صهیونیستی قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
«جهاد مغنیه» فرزند فرمانده شهید حزب‌الله «عماد مغنیه» و محمدعیسی فرمانده‌ای که با نام ابوعیسی شناخته می‌شد، در کنار 7 نفر دیگر شهدای حزب‌الله را تشکیل می‌دهند. سپاه پاسداران نیز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد سردار محمدعلی الله‌دادی در این حمله تروریستی به شهادت رسیده است.
صهیونیست‌ها از ترس انتقام حزب‌الله به توجیهات گوناگون متوسل شدند و ادعا کردند که جهاد مغنیه و همراهانش در حال نصب سکوی پرتاب موشک در این منطقه بودند.
حزب‌الله لبنان با صدور بیانیه، رسما شهادت فرزند عماد مغنیه و 8 تن دیگر را تایید کرده است.
شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرده که هدف اصلی این حمله «ابوعلی طباطبایی» فرمانده نیروهای هجومی حزب‌الله بوده است.
این رژیم سال‌ها به دنبال وی بوده است، فردی که خواب را از چشم افسران ارتش اسرائیل گرفته بود. در لیست رسمی ارائه شده از سوی حزب‌الله لبنان این نام وجود ندارد.
وحشت از پاسخ مقاومت
در پی شهادت تعدادی از رزمندگان حزب‌الله، رژیم صهیونیستی بلافاصله در مرزهای شمالی سرزمین اشغالی با جنوب لبنان حالت آماده‌باش اعلام کرد.
همچنین جنگنده‌های رژیم صهیونیستی بر فراز مزارع شبعا و کفرشوبا در جنوب لبنان به پرواز درآمدند.رژیم صهیونیستی همچنین به سفارتخانه‌های خود در سراسر جهان حالت آماده‌باش داده است.
این اولین بار نیست که رژیم صهیونیستی دست به ترور در این منطقه می‌زند. در 17 ژوئن گذشته (17 خرداد) نیز هلی‌کوپتر ارتش رژیم صهیونیستی خودروی شهید «موفق بدریه» را هدف قرار داد و وی را به شهادت رساند. اما این بار ظاهرا رژیم صهیونیستی دچار اشتباه مهلکی شده است.تحلیلگران معتقدند رژیم صهیونیستی با توجه به موقعیت متزلزل خود دچار یک اشتباه استراتژیک شد و در واقع خود را به دام انداخت.
به گفته کارشناسان، این رژیم با توجه به پیامدهای جنگ 50 روزه غزه به ویژه فروپاشی کابینه نتانیاهو و پارلمان این رژیم، حماقت خود را نشان داد و وارد بازی شد که برنده آن حزب‌الله خواهد بود. بنابر اعلام منابع رسمی اسرائیل جنگ 50 روزه غزه توان مالی ارتش این رژیم را نیز به شدت کاهش داده است. افزایش میزان خودکشی در میان نظامیان صهیونیست، افزایش نارضایتی‌ها از نبود امنیت و در نتیجه افزایش مهاجرت معکوس، از دیگر چالش‌های پس از جنگ غزه است که اوضاع اسرائیل را شکننده کرده است.
رژیم اشغالگر قدس تصور می‌کرد مشغول بودن حزب‌الله به نبرد با تروریست‌های تکفیری در چندین جبهه، موقعیت این جنبش را تضعیف کرده بنابراین، موفق خواهند شد با استفاده از این فرصت ضربه‌ای به حزب‌الله وارد کند؛ در حالی که سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان در سخنرانی چند روز پیش خود به این رژیم هشدار داده بود که در صورت وقوع جنگ احتمالی، به الجلیل و فراتر از آن وارد خواهند شد.
به اعتقاد کارشناسان، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای فرافکنی بحران‌های داخلی به ویژه در آستانه نزدیک شدن  به انتخابات کنست این حمله را انجام داده است، همان‌طور که در سال 2012 نیز به دلیل اهداف انتخاباتی دست به چنین اقدامی زده بود.
واکنش‌ها
حمله یکشنبه رژیم صهیونیستی به خاک سوریه بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت. 
روزنامه الاخبار چاپ لبنان در این باره نوشت؛ حمله رژیم صهیونیستی به جولان حزب‌الله را به «الجلیل» نزدیک‌تر کرد.
این روزنامه لبنانی افزود، سه روز پس از مصاحبه سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان که گفت «مقاومت در صورت لزوم در جنگ آینده با اسرائیل وارد الجلیل و فراتر از آن می‌شود» رژیم صهیونیستی به جنوب سوریه حمله کرد و تعدادی از رزمندگان حزب‌الله را به شهادت رساند.
نبیه بری رئیس پارلمان لبنان نیز گفت «رژیم صهیونیستی تلاش دارد اوضاع را آشفته کند.» وی افزود: «هرگاه در لبنان گام‌هایی برای تحقق ثبات برداشته می‌شود اسرائیل وارد میدان می‌شود و تلاش می‌کند اوضاع را آشفته کند.»
نبیه‌بری گفت: «گفت‌وگو میان حزب‌الله و جریان المستقبل در مسیر خود حرکت می‌کند و تحت تأثیر هیچ اقدامی قرار نخواهد گرفت.»
تحلیلگران لبنانی نیز اعلام کردند که پاسخ حزب‌الله به حمله صهیونیست‌ها کوبنده و در آینده نزدیک خواهد بود.
این کارشناسان تأکید کردند، رژیم صهیونیستی گمان می‌کند که حزب‌الله در چند جبهه از جمله در سوریه و عراق و حتی در داخل لبنان مشغول رویارویی با تکفیری‌ها است و بهترین فرصت برای ضربه زدن به این حزب است غافل از این که حزب‌الله هیچ گاه از جبهه دشمن صهیونیستی عقب نخواهد کشید.
جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز تأکید کرد «خون این شهدا مژده پیروزی بر دشمن صهیونیستی را به همراه دارد.» همچنین جنبش حماس ضمن محکوم کردن تجاوز رژیم صهیونیستی به «القنیطره» خواستار واکنش جدی حزب‌الله به این اقدام شد.
عبدالباری عطوان روزنامه‌نگار سرشناس جهان عرب هم تصریح کرد «حزب‌الله آماده می‌شود پاسخ رژیم صهیونیستی را بدهد.»
به گفته عطوان، فرماندهان ارشد حزب‌الله پس از این حمله نشستی اضطراری درباره چگونگی پاسخ به رژیم صهیونیستی برگزار کردند.
«عمران زعبی» وزیر اطلاع‌رسانی سوریه نیز گفت: سازمان ملل باید برخورد جدی با اقدامات اسرائیل داشته باشد.وی افزود: «نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به دلیل اقداماتش علیه سوریه، لبنان و فلسطین خود نماینده تروریسم است.
واکنش رژیم صهیونیستی
این واکنش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که رژیم صهیونیستی در اولین واکنش رسمی خود به این حادثه اعلام کرد «حزب‌الله به این عملیات پاسخ خواهد داد.»
«عاموس یادلین» رئیس سرویس جاسوسی نظامی رژیم صهیونیستی ضمن پذیرش ضمنی مسئولیت تجاوز به خاک سوریه اعلام کرد که «باید منتظر پاسخ حزب‌الله باشیم.»
رسانه‌های صهیونیستی نیز در واکنش به این عملیات اعلام کردند که پاسخ حزب‌الله به حمله اسرائیل «دردناک» خواهد بود.
روزنامه «یدیعوت آحارونوت» هم در این باره نوشت: «احتمال دارد حزب‌الله اهداف اسرائیل را در خارج مورد حمله قرار دهد.»
این روزنامه افزود: حزب‌الله اعلام کرده «احساسی» عمل نخواهد کرد و به موقع در مورد پاسخ به این عملیات تصمیم‌گیری می‌کند. شبکه‌های تلویزیونی رژیم صهیونیستی نیز اعلام کردند، حزب‌الله قطعاً به حمله موشکی به القنیطره پاسخ می‌دهد و احتمال زیادی وجود دارد که این پاسخ به صورت «فوری» انجام شود.
دیگر رسانه‌های رژیم صهیونیستی نیز اعلام کردند که روزهای خوش اسرائیل به پایان رسیده است. انتشار این گزارش‌ها موجی از وحشت را بر سرزمین‌های اشغالی حاکم کرده است.
«مقتدا صدر» رهبر جریان صدر عراق نیز در واکنش به شهادت فرزند شهید عماد مغنیه ابراز امیدواری کرد که شهادت «شیربچه مقاومت» لبنان آغاز افول رژیم صهیونیستی باشد.

  • ۰ نظر
  • ۳۰ دی ۹۳ ، ۰۹:۲۱
  • ۵۳۷ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)

همایش روز پنجشنبه اصلاح‌طلبان در تهران را باید به فال نیک گرفت. درست است که دولت و وزارت کشور را باید از این حیث که چرا به جمعی از فعالان سیاسی که هیچ مرز روشنی با شورشی‌های سال 88 ندارند، مجوز برگزاری همایش داده‌اند، مواخذه کرد ولی از یک منظر می‌توان به آنها سپاس هم گفت. بیش از یک سال است کسانی در جامعه سیاسی ایران می‌گویند باید از حوادث سال 88 عبور کرد. این گفتمان به تدریج بسیار فربه شده است. گاه می‌گویند هر چه بوده گذشته و نمی‌توان یک کشور را در بخشی از گذشته‌اش متوقف کرد. زمانی دیگر ادعا می‌شود اساسا هر دو طرف در آنچه در سال 88 رخ داد مقصر بوده‌اند بنابراین نباید بر یک طرف بیش از حد سخت گرفت. سخن برخی دیگر این است که کشور برای عبور از مشکلاتی که گرفتار آن است نیاز به وحدت همه دستجات و گروه‌ها دارد و بار کشور را هیچ جناحی به تنهایی نمی‌تواند به دوش بکشد و از همه اینها نتیجه می‌گیرند که باید آسان گرفت و راه را برای فعالیت سیاسی کسانی که چارچوب‌های اصلی نظام را قبول دارند باز نگه داشت.  
لبّ ‌لباب همه این سخنان این است که عده‌ای مدعی بوده‌اند فتنه 88 موضوعی است که باید از آن عبور کرد و اصلاح‌طلبان هم اگر مجددا اجازه فعالیت سیاسی پیدا کنند، دیگر مسیر 88 را تکرار نخواهند کرد. به تعبیر دیگر تلاش اکثر کسانی که خواستار مختومه شدن پرونده فتنه و حذف این کلمه از ادبیات حاکمیت و جریان انقلابی هستند این است که بگویند فتنه هم به لحاظ زمانی گذشته و رفته و هم به لحاظ سیاسی دیگر مدعی و طرفداری ندارد و هیچ‌کس - از جمله هواداران موسوی در سال 88- خواهان بازگشت به آن وضعیت نیست. اینکه گفتم همایش روز پنجشنبه اصلاح‌طلبان را باید به فال نیک گرفت از آن رو است که تکلیف همه این بازی‌های تبلیغاتی را یکسره می‌کند و به این سوال که آیا می‌توان دوباره به اصلاح‌طلبان اعتماد کرد و آنها را به عنوان عضوی از جامعه سیاسی پذیرفت یا نه؟ یک پاسخ سرراست می‌دهد. از یک منظر همه آنچه را که در این همایش گفته شد می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: «یا ما برنده انتخابات مجلس هستیم یا از رای مردم صیانت نشده است»! آیا این جمله آشنا نیست؟ ماه‌های پایانی سال 87 یعنی زمانی که گفت‌وگوها درباره انتخابات ریاست‌جمهوری تازه در حال آغاز شدن بود را به یاد بیاورید؛ همان ایامی که بذر فتنه 88 با آغاز شدن زمزمه‌هایی درباره احتمال تقلب در انتخابات در ذهن بخش‌هایی از جامعه کاشته شد. مگر آن زمان کسانی که بعدها تاریخی‌ترین خیانت به جمهوری اسلامی را مرتکب شدند  چه می‌گفتند؟ آیا سخن آنها چیزی جز این بود که احتمال عدم صیانت از آرای مردم و دستکاری در نتیجه انتخابات وجود دارد؟ آیا جز به همین دلیل کمیته صیانت از آرا را راه انداختند؟ مقدمات لازم برای تحمیل دروغ بزرگ تقلب به جامعه از ماه‌ها قبل با تشکیک در سلامت انتخابات و امانتداری نظام نسبت به رأی مردم فراهم شد. وقتی میرحسین موسوی فردای اعلام نتایج گفت «زیر بار این خیمه‌شب‌بازی خطرناک نخواهم رفت» و وقتی اصلاح‌طلبان به طور دسته‌جمعی در حالی که می‌دانستند امکان تقلب در انتخابات وجود ندارد، نظام را به دستکاری در آرای مردم متهم کردند و دست به کودتا زدند، بر شالوده‌ای از سخنان چندین ماهه ایستاده بودند که جنس آن هیچ تفاوتی با آنچه روز پنجشنبه از «اصلاح‌طلبان معتدل» شنیدیم، ندارد.

با وجود آنکه کسانی که در همایش هفته گذشته جریان اصلاحات دور هم جمع شده بودند همه سعی خود را کردند که چهره‌ای میانه‌رو از خویش به نمایش بگذارند و آشکارا کاملا مراقب بودند که نقشه‌های پس پرده عیان نشود اما باز هم در میانه هیجان ناشی از بازگشت یکباره به صحنه سیاسی کشور  نتوانستند خود را کنترل کنند و بند را آب دادند. برجسته‌ترین پیام این همایش که تقریبا در همه سخنرانی‌ها و اظهارنظرها و پیام‌های مطرح شده در آن تکرار شد این بود که مهم‌ترین نگرانی اصلاح‌طلبان از انتخابات آینده این است که از رای مردم صیانت نشود. حتی یکی از آقایان گفته است اساسا استراتژی انتخاباتی اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده صیانت از رای مردم به مثابه حق‌الناس است.

این سخنان یک معنا بیشتر ندارد و آن هم این است که اصلاح‌طلبان معتدل - تندروها که جای خود دارند- نه تنها با فتنه 88 مرزبندی نکرده‌اند بلکه ادبیات آنها همچنان همان ادبیات سال 88 و برنامه سیاسی‌شان برای انتخابات آینده هم همان برنامه است. حتی این جریان چندان کاری هم به این ندارد که مردم مدت‌هاست از این نوع رادیکالیسم منحط فاصله گرفته‌اند و حداقل انتخابات 92 به آنها ثابت کرده اتهاماتی مانند عدم صیانت از آرای مردم را نمی‌توان به نظام نسبت داد. این جریان، صرف نظر از آنکه مردم چگونه فکر می‌کنند به راه خود می‌رود و گویی اساسا سخنی جز متهم کردن نظام به ضدیت با رای مردم نداشته باشد، هر بار که فرصتی به دست می‌آورد یا به آن اجازه ورود به یک رقابت سیاسی داده می‌شود، باز به جاهلیت خود رجعت می‌کند و واگویه آن سخنان را از سر می‌گیرد.

از این منظر آنچه در همایش روز پنجشنبه گفته شد، شباهتی غیرقابل گذشت با آن فضایی دارد که چند ماه پیش از انتخابات 88 شکل گرفت. درست است که به دلایلی که اینجا جای بحث آن نیست این جریان دیگر هرگز در موقعیتی نخواهد بود که بتواند جامعه را به رفتارهایی حتی شبیه آنچه در 88 رخ داد وادار کند ولی این ناتوانی چیزی از قبح استراتژی سیاسی- انتخاباتی «تقلب پایه» آن کم نمی‌کند. همین امر خود حجت موجهی است برای آنکه بر تمام آن خوش‌خیالی‌ها و ساده‌انگاری‌ها درباره عبور اصلاح‌طلبان از فتنه‌گری خط بطلان کشیده شود و یک بار دیگر این حقیقت مورد توجه قرار گیرد که متاسفانه این جریان تصمیم ندارد خود را به عنوان یک نیروی درون انقلاب و بخشی از ساختار سیاسی نظام تعریف کند و به قواعد یک بازی دموکراتیک تن دهد. اصلاح‌طلبان هنوز هم این فرض را که در یک انتخابات دموکراتیک بازنده شوند منتفی می‌دانند و موسوی‌وار می‌گویند یا ما برنده‌ایم یا اینکه لابد انتخابات ایراد داشته است!

موضوع زمانی جالب‌تر می‌شود که توجه کنیم مساله به هیچ وجه محدود به این جمع به اصطلاح میانه‌رو اصلاح‌طلب هم نیست. چند هفته قبل - پس از سال‌ها- بیانیه‌ای از سوی میرحسین موسوی منتشر شد که تازه‌ترین مواضع و دیدگاه‌های وی را از درون حصر منعکس می‌کرد. برای بسیاری جالب بود که بدانند پس از گذشت 5 سال از فتنه 88 و با وجود کنار رفتن بسیاری از پرده‌ها و روشن شدن حقایق، آیا موسوی ولو اندکی دیدگاه‌های خود را تعدیل کرده و از توهماتی که سال 88 او را به خروج علیه امنیت و معیشت مردم کشاند، فاصله گرفته است؟ تعداد زیادی از لابیست‌های بیرون و درون دولت در ماه‌های گذشته سعی کرده بودند این موضوع را به نحوی جا بیندازند که اگر حصر برداشته شده و آزادی عمل بیشتری برای امثال موسوی و کروبی ایجاد شود، آنها نیز به این درجه از عقلانیت رسیده‌اند که دیگر ادبیات فتنه 88 را تکرار نکنند و بستر و زمینه‌ای جدید برای حضور سیاسی و اجتماعی خود بیابند. بیانیه موسوی - که اتفاقا آن را هم باید به فال نیک گرفت- نشان داد این دیدگاه‌ها هم اگر خوشبین باشیم ساده‌اندیشانه و اگر بدبین باشیم توطئه‌گرانه و فریبکارانه بوده است. موسوی در این بیانیه بی‌هیچ ابهامی نشان می‌دهد نوع نگاه و تفکر سیاسی‌اش و همچنین برنامه سیاسی‌ای که در صورت رفع حصر تعقیب خواهد کرد، به نسبت آنچه در 88 دیدیم، نه تنها ذره‌ای بهتر نشده بلکه چند ده بار رادیکال‌تر و خصمانه‌تر شده است و همین خود دارایی گرانقیمتی است، چرا که بی‌آنکه نیازی به زحمت بیشتر باشد ثابت می‌کند حصر به عنوان حداقلی‌ترین اقدامی که در مقابل یک باغی می‌توان داشت، می‌تواند و باید ادامه پیدا کند.

به عنوان یک نتیجه‌گیری ساده، بر این مساله باید تاکید کرد که همایش روز پنجشنبه نشان داد جریان اصلاحات حتی در طیف‌های معتدل آن نه تنها از رفتارها و روحیات فتنه‌گرانه و ساختارشکنانه فاصله نگرفته بلکه همچنان مترصد فرصتی است تا زهر خود را به نظامی که موفق شده با افزودن بر بصیرت مردم آنها را از این جریان جدا کند، بریزد. فرض این است که حتی اظهارات به ظاهر معتدلانه این جماعت را هم باید به حساب فریبکاری گذاشت مگر اینکه پس از طی یک دوره دشوار اعتمادساز ثابت کنند واقعا دیدگاه‌های خود را عوض کرده و به خطاهای خویش پی برده‌اند.

نگاه عبرت‌آموز به گذشته به ما می‌گوید باید از همین حالا چشم فتنه را کور کرد. اگر حتی پس از روی کار آمدن آقای روحانی باز هم هستند کسانی که احتمال می‌دهند نظام در امانت رأی مردم خیانت کند، باید آنها را در همان جایگاهی نشاند که شایسته‌اش هستند یعنی جایگاه اپوزیسیونی که نمی‌تواند مردم و نظام را فریب دهد و پس از باز کردن راه ورود به صحنه سیاسی، قصد دارد دوباره آن را در کام فتنه‌ای جدید فرو برد.



*مهدی محمدی / وطن امروز

  • ۰ نظر
  • ۳۰ دی ۹۳ ، ۰۹:۱۸
  • ۴۷۴ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)

دیوید ایک" نویسنده و پژوهشگر بریتانیایی، مدعی شد که توانسته از خطای کارگردانی در نمایش فیلم حمله مسلحانه به دفتر مجله شارلی‌ابدو پرده بردارد.

در این ویدئو یکی از مهاجمان از فاصله بسیار نزدیک با تفنگ کلاشنیکوف، به‌ظاهر به سر یک پلیس حاضر در محیط مجله تیر خلاص می‌زند اما جالب این است که حتی یک قطره خون از سر این پلیس جاری نمی‌شود.


رسانه‌های فرانسوی مدعی شده بودند که "احمد مرابط" افسر تونسی‌تبار پلیس فرانسه، در این حادثه کشته شده است که در پی این حادثه، ده‌ها هزار نفر در کشورهای غربی با برافراشتن پلاکاردهای "من احمد هستم"، پویش تازه‌ای برای مبارزه با تروریسم به راه انداختند.

ایک در پژوهش خود با اشاره به فیلم منتشرشده از اقدام به قتل "احمد مرابط" اظهار می‌دارد که این موضوع حقیقتاً عجیب و به معجزه شبیه است و باید گفت تنها دو احتمال  برای این حالت وجود دارد؛ اول اینکه پلیسی که به او شلیک شده موجودی بشری فاقد خون در بدن خود است و احتمال دوم اینکه این، تنها یک سناریوی کثیف بوده که طی آن، سازمان‌های اطلاعاتی، تعدادی روزنامه‌نگار را هدف قرار داده‌اند تا  افکار عمومی جهان را برای توجیه سناریوی آینده علیه مسلمانان در اروپا و خاورمیانه آماده سازند. 


این ویدئو که توسط "دیوید آیک" بررسی شده و  در حدود یک دقیقه است بارها از سایت‌های یوتیوب و گوگل‌ویدئو حذف شد اما به علت اشتراک‌گذاری وسیع آن، بطور لحظه‌ای فایل این فیلم، در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود.

این نخستین بار نیست که غربی‌ها برای سرکوب مسلمانان و حمله به کشورهای اسلامی از این سناریوها بهره می‌برند. هنوز افکار عمومی جهان، سناریوی حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی به برج‌های دوقلوی آمریکا را به خاطر دارند که منجر به حمله نیروهای ناتو به افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم شد و سپس حمله به عراق به بهانه وجود القاعده در این کشور و جنگ بی‌پایانی که هر روز ده‌ها و صدها قربانی در این کشور می‌گیرد.

در مورد حادثه پاریس جالب این است که گویا طبق سناریویی از پیش طراحی‌شده، تشبیه این حملات به حملات یازده سپتامبر آمریکا در دستور کار قرار گرفت و ده‌ها تن از رؤسای کشورهای غربی و عربی از جلمه چند کشور اسلامی (فلسطین، اردن و عربستان سعودی) در تظاهرات میلیونی در پاریس در محکومیت حمله به مجله شارلی‌ابدو حضور یافتند.


رسانه‌های غربی این هجوم را به حمله اسلام‌گرایان به اهل قلم و ترور آزادی بیان قلمداد کرده‌اند که نگاهی به کاریکاتورهای مرتبط با این موضوع، نشان می‌دهد که این سناریو به گونه‌ای نگاشته شده که تداعی‌کننده بی‌گناهی و مظلومیت کشته‌شدگان این حادثه باشد.

بر اساس این گزارش، پرسش‌هایی که در صورت صحت فرض مزبور به ذهن مخاطب متبادر می‌شود از این دست است:

چرا همه مهاجمان با شلیک پلیس کشته شدند و به رغم مهارت پلیس ضدتروریسم فرانسه، حتی یک نفرشان هم زنده دستگیر نشد؟

چه کسانی دستور حمله به مجله را به حمله‌کنندگان داده بودند؟ 

چرا تأکید می‌شود که یکی از مهاجمان در یمن آموزش دیده و ارتباط آن با تحولات شگفت‌انگیز چند ماه اخیر در این کشور چیست؟ 

چرا در رسانه‌های غربی این همه تأکید می‌شود که مهاجمان پیش از این، در درگیری‌های سوریه و عراق شرکت داشته‌اند و آیا سناریوی جدیدی برای این دو کشور در راه است و آیا سناریوی بعدی غرب برای مبارزه با تروریسم و حمایت از امنیت غرب منجر به تصمیم به حمله گسترده زمینی کشورهای عضو ائتلاف علیه داعش به سوریه، عراق و یمن نیست؟ 

چگونه مهاجمانی که سابقه جنگ در یمن و سوریه و عراق را داشته‌اند در آزادی کامل، وارد اروپا شده و به فرانسه رفته و بدون حتی یک بار بازخواست و بازجویی، آزادانه به فعالیت‌های خود مشغول شده‌اند؟ با توجه به اینکه اطلاعات حمله‌کنندگان در لیست افراد مظنون سیا وجود داشته آیا به‌راستی سرویس جاسوسی فرانسه که بسیاری از اطلاعاتش را از دیگر سازمان‌های جاسوسی غربی می‌گیرد، تا این اندازه ضعیف است؟

پیش از این نیز در خبرها آمده بود که کشورهای غربی در پی شکست های مکرر داعش در عراق و سوریه و پیروزی‌های چشمگیر ارتش و مردم عراق و سوریه در دفع حملات داعش و بازپس گیری شهرهای عراق و سوریه از این گروهک تروریستی تصمیم دارند در بهار آینده حملات زمینی گسترده را به سوریه آغاز کنند؟

آیا رشد سریع و صعودی جمعیت مسلمانان فرانسه طی سال‌های اخیر که پیش‌بینی می‌شود در دهه‌های آینده بافت جمعیتی این کشور و حتی ساختار قدرت آن را به سود مسلمانان تغییر دهد، نقشی در طراحی این سناریو داشته است؟

آیا سناریوی حمله به دفتر نشریه "شارلی ابدو" و سپس تلاش برای جهانی‌سازی ابعاد آن، از ابتدا برای همین منظور طراحی شده است؟

  • ۱ نظر
  • ۲۳ دی ۹۳ ، ۰۹:۳۴
  • ۴۹۱ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)
حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در گفت و گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس و در واکنش به اظهارات امروز رئیس جمهور حجت الاسلام روحانی گفت:‌ آقای رئیس جمهور طی سخنانی در اولین کنفرانس اقتصاد ایران می گوید "خوب است بعد از 36 سال یک بار هم که شده این اصل قانون اساسی را اجرا کنیم و برای مسائل مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به جای آنکه قانونی در مجلس تصویب شود، ماده قانونی یا برنامه را مستقیم به آرای مردم و همه‌پرسی بگذاریم" این اظهار نظر رئیس جمهور محترم در حالی است که مراجعه به رفراندم در دو جای قانون اساسی آمده است که دو نوع متفاوت با یکدیگر است.

شریعتمداری در توضیح این مفهوم در قانون اساسی افزود: نوع اول، رفراندم تقنینی است که موضوع اصل 59 قانون اساسی است. این نوع از رفراندم اِعمال قوه مقننه است و از طریق مجلس صورت می‌پذیرد. با این توضیح که اصل 59 تصریح می‌کند در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی اجتماعی و فرهنگی می توان اِعمال قوه مقننه را از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم انجام داد و همین اصل تاکید دارد درخواست مراجعه به آرای عمومی (رفراندم تقنینی) باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد. بنابراین بر خلاف آنچه رئیس جمهور محترم اعلام کرده‌اند، با این نوع از رفراندم نمی توان مجلس را دور زد. 

مدیرمسئول کیهان درباره نوع دوم رفراندم در قانون اساسی گفت:‌اما نوع دیگر رفراندم یعنی رفراندم قانون اساسی در اصل 177 آمده و موضوع آن، فقط تجدید نظر یا بازنگری در قانون اساسی است. این رفراندوم است که منوط به فرمان رهبری است و اجرای آن از مجلس نمی گذرد. بنابراین باید گفت اگر منظور آقای رئیس جمهور، همانگونه که اعلام کرده اند، مسائل فرهنگی و اجتماعی و... است که راهکار آن باز هم از مجلس می گذرد. درباره نوع دوم نیز بعید است منظور آقای رئیس جمهور تغییر قانون اساسی باشد که موضوع اصل 177 است و به تصویب مجلس نیازی ندارد. اگرچه آن نیز مقدمات خاص خود را دارد و منوط به فرمان رهبری است.

  • ۰ نظر
  • ۱۵ دی ۹۳ ، ۱۲:۰۸
  • ۴۲۰ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)