بررسی استراتژیک

اشراف اطلاعاتی + تحلیل واقع بینانه =» بصیرت استراتژیک

بررسی استراتژیک

اشراف اطلاعاتی + تحلیل واقع بینانه =» بصیرت استراتژیک

بررسی استراتژیک

جریان شناسی و قدرت تحلیل مسایل سیاسی جزو معرفت دینی است. ( امام خامنه ای مدظلله العالی)



۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

چرا وزارت اطلاعات علی‌رغم توانمندی‌های گسترده درمقابله نیست؟ چرا در پرونده‌های کلان نظیر جونیور، بابک، آریا و پدیده، وزارت اطلاعات از ابتدای فعالیت مجرمانه، نظاره‌گر ماجرا بوده است؟ چرا در پرونده‌های کلان، این دادستانی کل کشور است که بار دستگاه‌های نظارتی برای شناسایی فساد را به دوش می‌کشد؟
 

 
1.      اعلام تخلفات گسترده‌ی شرکت پدیده، نتوانست جامعه‌ی ایران را شوکه کند؛ چراکه مردم به رونمایی نوبه‌ای مفاسد کلان، که هرازچندی بر صفرهای آن اضافه می‌شود (مثل پرونده‌های خداداد، کرسنت، استات اویل، مه‌آفرید، بابک و اخیراً پدیده)، عادت کرده‌اند! این‌بار آقای پ با استفاده از اهرم تبلیغات سنگین و تکنیک کلاه‌برداری پونزی، توانست هزاران میلیارد از منابع مردم را جمع‌آوری کند و با آلوده کردن مقامات محلی، ده‌ها هکتار اراضی در منطقه‌ی شاندیز را به‌طور غیرقانونی تصاحب کند.
 
2.      برخلاف باور برخی آقایان، مهم‌ترین تهدید برای انقلاب اسلامی، دشمن بیرونی نیست، بلکه شیوع مفاسد اقتصادی و فراگیر شدن باور عمومی مبنی بر ناکارآمدی ساختارهای کشور است؛ چراکه مهم‌ترین عامل حفظ کشور در مقابل انواع تهدیدات داخلی و خارجی، همین عمق اعتقادی مردم به رهبری و اساس نظام اسلامی است.
 
3.      علی‌رغم گذشت چهارده سال از فرمان هشت‌ماده‌ای مقام معظم رهبری، هنوز اقدام مؤثری در زمینه‌ی مبارزه با فساد صورت نگرفته است. دولت‌ها بیشتر به‌صورت شعاری و برای نبردهای سیاسی، از اهرم مبارزه با فساد استفاده می‌کنند و اقدام مؤثر عملی نمی‌کنند. مقام معظم رهبری بارها از عدم جدیت مسئولان در مبارزه با فساد انتقاد نموده‌اند:
 
 
«چند سال قبل از این (نمی‌دانم حالا ده سال است یا بیشتر است)، من توصیه‌های مؤکدی را راجع‌به مقابله‌ی با فساد اقتصادی به مسئولین کشور کردم، استقبال هم کردند، اما خب اگر عمل می‌کردند، دیگر این فساد بانکی اخیر (که حالا همه‌ی روزنامه‌ها و همه‌ی دستگاه‌ها و همه‌ی ذهن‌ها را پر کرده) پیش نمی‌آمد. وقتی عمل نمی‌کنیم، دچار این حوادث می‌شویم. اگر با فساد مبارزه بشود، دیگر این چند هزار میلیارد (یا هرچه) سوءاستفاده‌ای که افرادی بیایند بکنند، پیش نمی‌آید. وقتی عمل نمی‌کنیم، خب پیش می‌آید؛ ذهن مردم را مشغول می‌کند، دل مردم را مشغول می‌کند، دل آدم‌ها را می‌شکند. چقدر در این کشور از بروز یک چنین فسادی دل‌ها ناراحت می‌شود؟ چقدر آدم‌ها امیدشان را از دست می‌دهند؟ این سزاوار است؟ این به‌خاطر این است که عمل نکردیم. از همان وقت که گفته شد فساد ریشه‌دار می‌شود، ریشه پیدا می‌کند، شاخ‌وبرگ پیدا می‌کند، هرچه که بگذرد، کندنش مشکل می‌شود (این‌ها گفته شد، این‌ها تأکید شد، این‌ها همه بیان شد، این‌ها سرمایه‌گذار پاک‌دامن و صادق را مأیوس می‌کند)، اگر عمل می‌شد، مبتلا به این مسائل نمی‌شدیم. حالا مبتلا شدیم.» (11 مهر 1390)
 
«این سمینار و امثال آن، بناست چه معجزه‌ای بکند؟ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه قوه روشن نیست؟ با توجه به شرایط مناسب و امیدبخشی که از لحاظ همدلی و هماهنگی و هم‌فکری بین مسئولان امر وجود دارد، چرا اقدام قاطع و اساسی انجام نمی‌گیرد که نتیجه را همه به‌طور ملموس مشاهده کنند؟ توقع من از آقایان محترم این است که چه با سمینار و چه بدون آن، تصمیمات قاطع و عملی بدون هرگونه ملاحظه‌ای بگیرند و اجرا کنند.» (17 آذر 1393)
 
4.      فساد در اقتصاد ایران از سه جهت ادامه‌دار است:
اول) ساختار دولتی اقتصاد ایران: تا زمانی که مدیریت بنگاه‌های اقتصادی دست دولت و حاکمیت است، مجال برای فساد و بریزوبپاش فراهم است. متأسفانه علی‌رغم ابلاغ سیاست‌های اصل 44، باز هم زور جریان مقابل قوی‌تر بود و اجازه نداد تا افسار بنگاه‌ها از دست دولت خارج شود. تنها از جیبی به جیب دیگر منتقل شد تا همچنان مدیریت شرکت‌ها در اختیار دولت یا نهادهای حاکمیتی قرار داشته باشد و بساط رانت و فساد مستدام.
 
دوم) اقتصاد زیرزمینی:
 
 دست‌هایی در کار است تا شفافیت در اقتصاد ایران ایجاد نشود. علی‌رغم شعارهای پوپولیستی برخی سیاسیون، در عمل، کوچک‌ترین اقدام برای ایجاد شفافیت اقتصادی، با مقاومت عجیب برخی مسئولین مواجه می‌شود. دولت به‌راحتی می‌تواند همانند کشورهای توسعه‌یافته با استفاده از نرم‌افزارهای داده‌کاوی و تقاطع پایگاه‌های اطلاعات اقتصادی و البته در کنار آن، جایگزینی حداکثری پول الکترونیک به‌جای پول فیزیکی (اجرای قوانین مبارزه با پول‌شویی)، بخش عمده‌ای از مفاسد اقتصادی را ریشه‌کن کند. اما مشکل این است که برخی اجازه نمی‌دهند چنین بساطی در کشور پهن شود؛ بانک‌ها به‌هیچ‌عنوان شفافیت اقتصادی را برنمی‌تابند.
 
بانک مرکزی هم البته مخالفتی با بانک‌ها ندارد! شرکت نفت و بانک مرکزی که متولی تخصیص رانت‌های کلان اقتصادی هستند هم با تمام توان، از ایجاد هرگونه فضای رقابتی و شفاف در تخصیص ارز و نفت پرهیز می‌کنند تا سفره‌ی امثال بابک‌خان جمع نشود. متأسفانه فردی هم که مدعی است آدرس فساد را خوب بلد است، با مصوبات ستاد اقتصادی خویش (کمیته‌های پنج‌نفره)، دست برخی مدیران را در تخصیص رانتی منابع باز گذاشته است! از طرف دیگر، تیم اتاق بازرگانی که اتفاقاً لابی محکمی در دولت دارد، با همکاری وزیر راه و وزیر صنعت و رئیس گمرک، به دنبال حذف ساختارهای نظارتی قبلی است. تعلیق قانون قاچاق و حذف ایران‌کد و شبنم و تلاش برای تخریب سامانه‌ی ثبت سفارش و سامانه‌ی پورتال ارزی، از جمله اقدامات ایشان است. این البته گوشه‌ای از مقاومت جانانه‌ی همان «برخی» در برابر شفافیت اقتصادی است!
 
سوم) ناکارآمدی دستگاه کاشف فساد: از لحاظ سامانه‌ای، شناسایی و ره‌گیری فساد اقتصادی در ایران برعهده‌ی معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات گذاشته‌ شده است که در مورد کارآمدی آن، تردیدهای جدی وجود دارد.
 
5.      تجربه‌ی کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد حتی اگر اصل 44 درست اجرا شود و شفافیت اقتصادی هم حاصل گردد، باز هم فساد اقتصادی به‌طور کامل ریشه‌کن نمی‌شود. مفسدین همیشه راه‌های جدیدی برای فساد پیدا می‌کنند. معمولاً مفاسد اقتصادی به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که از طریق بازرسی‌های آشکار و بررسی اسناد و مدارک (کاری که دیوان محاسبات و سازمان بازرسی می‌کنند)، شناخته نشود. بنابراین برای مقابله با فساد، باید تحرکات پنهان مدیران و تصمیم‌گیران در گلوگاه‌های اقتصادی توسط یک مرکز اطلاعاتی رصد شود. کشف و شناسایی مفاسد کلان، نیازمند کار اطلاعاتی و پیچیده است. باید ملاقات، مکالمات، ایمیل‌ها و در مواردی، ترددهای خارجی و گردش حساب‌های خارجی افرادِ مظنون، تحت مراقبت قرار گیرد و بعضاً طراحی اطلاعاتی برای به دام انداختن و مستند کردن تخلفات اقتصادیِ متهمین، انجام شود. اما این امور در حوزه‌ی اختیارات سازمان بازرسی و دیوان محاسبات نیست و قاعدتاً وظیفه‌ی یک نهاد اطلاعاتی است. این وظیفه براساس بند 6 فرمان هشت‌ماده‌ای مقام معظم رهبری، برعهده‌ی وزارت اطلاعات است:
 
«وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظایف قانونی خود، نقاط آسیب‌پذیر در فعالیت‌های اقتصادی دولتی کلان مانند معاملات و قراردادهای خارجی و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ طرح‌های ملی و نیز مراکز مهم تصمیم‌گیری اقتصادی و پولی کشور را پوشش اطلاعاتی دهد و به دولت و دستگاه قضایی، در تحقق سلامت اقتصادی، یاری رساند و به‌طور منظم به رئیس‌جمهور گزارش دهد.»
 
6.      چرا وزارت اطلاعات علی‌رغم توانمندی‌های گسترده در مقابله با تهدیدات امنیتی، قادر به شناسایی مفاسد اقتصادی نیست؟ چرا در پرونده‌های کلان نظیر جونیور، بابک، آریا و پدیده، وزارت اطلاعات از ابتدای فعالیت مجرمانه، نظاره‌گر ماجرا بوده است؟ چرا در پرونده‌های کلان، این دادستانی کل کشور است که بار دستگاه‌های نظارتی برای شناسایی فساد را به دوش می‌کشد؟ علت در ضعف ساختاری وزارت نهفته است. برخلاف پرونده‌های جاسوسی و امنیتی که متهمین آن در زمره‌ی دشمنان ملت و دولت محسوب می‌شوند، در پرونده‌های فساد اقتصادی، معمولاً متهمین جزء مرتبطان دولت یا حتی مسئولان دولتی هستند. به تعبیر مقام معظم رهبری، معمولاً ضربه‌ی آبشار مفسدین اقتصادی روی پاس عده‌ای در دولت زده می‌شود.[1]
 
بنابراین برای مبارزه با فساد، باید وزارت اطلاعاتِ دولت، علیه دولتمردان اقدام کند. می‌توان حدس زد که نتیجه‌ی این معادله، بایگانی شدن پرونده‌های فساد در همان ابتدای تشکیل و عزل و جابه‌جایی کارشناسان و مدیران پیگیر وزارت باشد! در این سیستم، مبارزه با فساد به نتیجه نمی‌رسد. پرونده‌ی مفسدین تنها بعد از روی کار آمدن دولتِ بعد، قابل ‌رسیدگی است که آن‌ هم به دلیل مرور زمان و پاک شدن رد امور، تقریباً محال است. پرونده‌ی مهدی هـ. در دولت هاشمی، پرونده‌های علی خ، بهزاد و کرسنت در دولت خاتمی و پرونده‌های بابک، رحیمی و پدیده در دولت احمدی‌نژاد، مشتی نمونه‌ی خروار است. این ناکارآمدی، ناشی از ضعف کارشناسان یا کمبود امکانات نیست، بلکه محصول طبیعی این ساختار ناقص است. نمی‌توان در دامنه‌ی نفوذ مفسد نشست و بر سر فساد کوبید. چاقو دسته‌ی خود را نمی‌برد!
 
7.      عدم اجرای فرمان هشت‌ماده‌ای مقام معظم رهبری باید آسیب‌شناسی شود. انتظار آسیب‌شناسی از ستاد مبارزه با مفاسد دولت نیست. دولت‌ها به‌طور ذاتی انگیزه برای مبارزه با فساد ندارند. دولت یازدهم هم مستثنا نیست. پرونده‌ی رحیمی رئیس ستاد مبارزه با فساد دولت قبل و پرونده‌های رانت 650 میلیون یورویی و برداشت 4 میلیارد دلاری دولت فعلی، مؤید این موضوع است. دولت اگر واقعاً عزم مبارزه با فساد داشت، اجرای اصل 44 و شفافیت اقتصادی را پیگیری می‌کرد. مجلس باید برای رفع نقایص ساختاری مبارزه با فساد، کاری کند. طرح ایجاد سازمان اطلاعاتی مبارزه با مفاسد کلان ذیل نظر مقام معظم رهبری یا رئیس قوه‌ی قضائیه، شاید مؤثرترین راهکار برای اصلاح نقص ساختاری فوق باشد که البته مدتی است در مجلس مسکوت مانده است.
 

پی نوشت:
 
 
[1]. مقام معظم رهبری: «متأسفانه همیشه این‌جور است که مفسد اقتصادی در مرکز دولتی جاپا پیدا می‌کند. یعنی یک کسی را پیدا می‌کند که به او کمک کند، به او پاس بدهد، تا او آبشار بزند. تا کسی در داخل حصار نباشد که به آن متجاوز کمک کند، آن متجاوز نمی‌تواند فساد اقتصادی بکند. (25 مرداد 1390)
  • ۰ نظر
  • ۱۸ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۲۳
  • ۶۲۴ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)

به دنبال افزایش حواشی و اقدامات سؤال‌انگیز وزارت ارشاد چند تن از مراجع تقلید نسبت به وضعیت این وزارتخانه هشدار شدیدالحنی دادند. این موضوع توجه‌ها را معطوف به حسن روحانی رئیس‌جمهور می‌کند که پیش‌تر گفته بود نظر مراجع تقلید برایش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. 
به گزارش «جوان»، در ایام دهه فجر و بزرگداشت پیروزی انقلاب اسلامی، آیات‌عظام مکارم‌شیرازی، نوری‌همدانی، صافی‌گلپایگانی و علوی‌گرگانی از عملکرد وزارت ارشاد انتقاد و از اقدامات این وزارتخانه اعلام نارضایتی کردند. 

مردم در برابر ارشاد سکوت نخواهند کرد

روز گذشته آیت‌الله حسین نوری‌همدانی در جلسه درس خارج فقه خود اظهار کرد: اسلام به بیان قوانین و احکام عنایت داشته و امام و رهبری معرفی شده که قوانین را تبیین، حفظ و اجرا کند. 
وی خاطرنشان کرد: هر جایی بحثی بخواهد باشد، فصل‌الخطاب، بیان رهبری است و ارزش‌ها را حفظ کرده و سعی بر اجرا و عملی کردن آنها دارند، بنابراین ولایت فقیه باید وجود داشته باشد، زیرا پیامبر و امام در بین مردم نیستند و باید نایب امامی باشد. 
این مرجع تقلید با اشاره به دهه فجر گفت: دهه فجر، دهه مهمی است و باید از این ایام برای بیان ارکان، اهداف و برکات انقلاب استفاده کنیم و در این دهه قدرت‌ها و مثلث‌های برابر انقلاب در هم کوبیده شد. 
وی با بیان اینکه در برابر امام خمینی(ره) مثلثی مانند غرب قرار داشت، خاطر نشان کرد: در آن دوران اروپا و امریکا به صدام کمک می‌کردند و صهیونیست‌ها و سرسپردگانی مانند عربستان در برابر انقلاب بودند و اکنون نیز انقلاب در برابر این مثلث شوم قرار دارد. 
آیت‌الله نوری‌همدانی با بیان اینکه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به زن اجازه داده شده که به آوازه‌خوانی در بین مردم بپردازد، گفت: حرف و صحبت متعارف زنان با رعایت موازین اسلامی اشکالی ندارد، ولی آوازه‌خوانی با هیچ وسیله‌ای نمی‌تواند معمول شود و جلوی آن را می‌گیریم. 
وی یادآور شد: خواندن زن و موسیقی زن در برابر مردان براساس قرآن کریم حرام است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حق ندارد، چنین کاری کند و مردم ساکت نمی‌مانند. 

جلوی آثار خلاف اسلام گرفته شود

آیت‌الله نوری‌همدانی خاطر نشان کرد: هر فیلم، جشنواره، کتاب و موسیقی که متضمن ارزش‌های انقلابی نباشد، جلوی آن را می‌گیریم. 
وی عنوان کرد: حوزه علمیه قم از ابتدا زیر پرچم انقلاب همراه امام بوده و امروز نایب امام خمینی(ره) یعنی آیت‌الله خامنه‌ای همراه مؤید نظام بوده، حوزه بیدار و هوشیار است و هر فیلم، کتاب و موسیقی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خلاف اسلام باشد، جلوی آن را می‌گیریم. 
آیت‌الله نوری‌همدانی با بیان اینکه آزادی بیان ما باید در چارچوب اسلام باشد، گفت: کشور فرانسه، پیامبر اکرم(ص) را به اسم آزادی بیان می‌کوبد، هر دولتی باشد، باید بداند ما طرفدار اسلام هستیم و هر کسی بخواهد بر خلاف موازین اسلام گام بردارد با آن مخالفت می‌کنیم، باید امروز از بروز این موارد جلوگیری کنیم تا در آینده مشکلی در زمینه‌های دیگر به وجود نیاید. 

ابراز نگرانی از مجوزهای خلاف شرع

آیت‌الله صافی‌گلپایگانی از صدور مجوزهای خلاف شرع از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ابراز نگرانی و تأکید کرد: دولتمردان همان‌طور که به مسائل اقتصادی و رفاه و آسایش مردم باید توجه داشته باشند، به مسائل دینی و اخلاقیات در جامعه هم باید توجه بیشتری کنند. این مرجع تقلید تأکید کرد: مردم با ایمان و دلسوزان انقلاب اسلامی توقع دارند مسئولان وزارت ارشاد به وظایف دینی خود عمل کرده و جلوی منکرات و محرّمات را بگیرند. 
حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی تأکید کرد: وزارت ارشاد اسلامی وظیفه بسیار سنگینی برعهده دارد. شیوع بعضی از منکرات در جامعه موجب تضعیف نظام اسلامی است. منکر هرگز با مجوز نهادی، معروف و مشروع نخواهد شد. 
این مرجع تقلید بیان داشت: دولتمردان ما همان‌طور که به مسائل اقتصادی، رفاه و آسایش مردم باید توجه داشته باشند، به مسائل دینی و اخلاقیات در جامعه هم باید توجه بیشتری کنند. 

نباید اجازه دهیم برخی‌ها اهداف امام و انقلاب را به بیراهه بکشانند

آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی‌گرگانی روز گذشته در دیدار با اعضای برگزار کننده کنگره شهدای بسیج دانشجویی استان قم با اشاره به اینکه راه شهدا همچنان ادامه دارد، گفت: مسئولیت ما در این زمینه زیاد است و باید همه توان خود را در راستای تعظیم مقام شهدا صرف کنیم؛ چراکه استقلال کشور و ثبات انقلاب اسلامی را مدیون این عزیزان هستیم. 
حضرت آیت‌الله علوی‌گرگانی با تأکید بر اینکه باید جلوی نفوذ بیگانگان را در کشور بگیریم، ابراز داشت: دست‌های بیگانگان در حال خرابکاری در همه ارکان جامعه است و می‌خواهد انقلاب اسلامی را به انحراف بکشاند و ما باید با آن مقابله کنیم. 
این استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه با اشاره به اینکه دشمن با لباس حق و اهداف مقدس به میدان می‌آید، اظهار داشت: آنها می‌خواهند فرزندان این انقلاب را به انحراف بکشانند و فریب دهند و ما باید در این زمینه بسیار هوشیار باشیم، نگذاریم آنها به اهداف خود برسند. 
وی با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی ایران با همه انقلاب‌های دیگر دنیا تفاوت بسیاری دارد، تصریح کرد: انقلاب ما بر پایه دین و مذهب است و خون‌های بسیاری برای آن ریخته شده است. 
حضرت آیت‌الله علوی‌گرگانی در پایان با اعتراض نسبت به تک‌خوانی خواننده‌های زن در کشور و مجوز وزارت ارشاد به انتشار آلبوم تک‌خوانی بانوان خاطر نشان کرد: نباید اجازه دهیم برخی‌ها اهداف امام و انقلاب را به بیراهه بکشانند و عزت زنان جامعه را به بازی بگیرند؛ چراکه یکی از اهداف امام خمینی(ره) از انقلاب اسلامی تکریم زن و مقام زن در جامعه است. 

داد مردم از وزارت ارشاد بلند است

روز گذشته همچنین آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی نیز در جلسه درس خارج فقه خود، از اینکه اقدامات نسنجیده و نادرست وزارت ارشاد زمینه کمرنگ شدن ارزش‌ها را فراهم می‌کند، انتقاد کرد و گفت: اخیراً دیده می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارزش‌های انقلاب را یکی پس از دیگری زیر پا می‌گذارد و شکایت پشت سر هم از وزارت ارشاد اسلامی مطرح می‌شود؛ داد مردم بلند شده است. 
این مرجع تقلید تأکید کرد: مردم از ما توقع دارند که تذکر دهیم؛ امیدواریم این تذکرات سبب هوشیاری شود و افرادی که در وزارت ارشاد هستند، مردم انقلابی را ناراحت نکنند، روی مردم انقلابی باید بیش از همه حساب کرد، همین مردم انقلابی بودند که انقلاب کردند؛ ناراحت کردن آنها خوب نیست. 
آیت‌الله مکارم‌شیرازی جلسه‌ای نیز با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس داشت. استاد برجسته حوزه علمیه قم در این جلسه گفت: از نظر دینی و از نگاه نظام اسلامی، کمیسیون فرهنگی مهم‌ترین بخش در مجلس است زیرا تا زمانی که مسائل فرهنگی و اجتماعی حل نشود، تمام جامعه در خطر خواهد بود. 
وی افزود: بارها این جمله را گفته‌ام که مسائل فرهنگی به راحتی به مسائل سیاسی و اقتصادی تبدیل می‌شوند؛ بر همین اساس نفوذ در بخش‌های دیگر هم خواه ناخواه برعهده این کمیسیون خواهد بود. 
این مرجع تقلید با بیان اینکه افزایش طلاق، افزایش خرید و فروش مواد مخدر و مواردی از این دست مشکلاتی را در بخش‌های گوناگون به وجود می‌آورد، عنوان داشت: هرچه در راستای حل این مشکلات تلاش شود باز هم اهمیت آن کم نمی‌شود. 
وی ادامه داد: مهم این است که وسیله اجرای تصمیمات گرفته شده توسط کمیسیون فرهنگی مجلس هم مشخص باشد وگرنه تصمیم‌گیری‌ها بی‌خاصیت خواهند شد. 
آیت‌الله مکارم‌شیرازی با اشاره به انواع مسائل فرهنگی خاطرنشان کرد: برخی موارد هستند که به‌طور غیرمستقیم به مشکلات فرهنگی تبدیل می‌شوند؛ بیکاری جوانان مفاسدی در پی دارد که جزو معضلات فرهنگی به شمار می‌روند. 
استاد برجسته حوزه علمیه قم بیان داشت: هنوز هم گاهی اوقات برخی اندیشه‌های روشنفکرمآبانه یا غربزده جلوی بعضی دستورات اسلامی را می‌گیرند ولی نمایندگان مجلس باید با تبعیت از امام راحل و رهبر معظم انقلاب این عقیده را داشته باشند که مسائل شرعی و دینی از جوسازی‌های محیطی تأثیر نمی‌پذیرند و در این بین با تدبیر عمل کنند. 
وی با بیان اینکه هیچ خشونتی در امر به معروف و نهی از منکر وجود ندارد، افزود: باید این‌گونه مباحث را به خوبی برای مردم و مسئولان تبیین کرد. 
آیت‌الله مکارم‌شیرازی با تأکید بر مستدل بودن همه مباحث قانونی و اجرایی عنوان داشت: در بحث امر به معروف و نهی از منکر گاهی گفته می‌شود گناه هیچ‌کس را بر دیگری نمی‌نویسند در حالی‌که این منطق اشتباه است و زندگی اجتماعی افراد به یکدیگر گره خورده است. 
این مرجع تقلید گره‌خوردن سرنوشت انسان‌ها به یکدیگر را دلیل امر به معروف و نهی از منکر دانست و افزود: این امر علاوه بر اینکه دلیل نقلی دارد از نظر عقلی هم اثبات می‌شود. 
وی در ادامه با اشاره به برخی سخنانی که از وزارت ارشاد شنیده می‌شود، گفت: بعضی از این سخنان نگرانی‌هایی را به دنبال داشته؛ نمی‌دانم اگر بحث عفاف و حجاب به دست ارشاد سپرده شود، کاری صورت می‌گیرد یا تعطیل می‌شود. 
آیت‌الله مکارم‌شیرازی تصریح کرد: چرا گفته می‌شود ممیزی در کتاب نباشد یا اینکه روزنامه توهین‌کننده به حضرت علی(ع) تعطیل نشود یا اینکه اصرار به رفع فیلتر فیسبوک چه معنایی دارد؟
استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان اینکه این‌گونه حرف زدن موجب می‌شود ارشاد اسلامی به ارشاد غیراسلامی تبدیل شود، گفت: در مقاله روزنامه بهار آمده بود که علمای اسلام جاهل هستند که بر مسئله غدیر تأکید می‌کنند و سؤال اینجاست که چرا گفته می‌شود این روزنامه را تعطیل نکنید. 
انتقاد مراجع تقلید از وزارت ارشاد بی‌شک نشانه‌ای از عمق نگرانی است که از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت یازدهم وجود دارد. وزارت ارشاد به دلیل اهمیتی که دارد در معرض دید و توجه تمامی اقشار جامعه است و به همین دلیل است که اقدامات حاشیه‌ساز وزارتخانه از دید مراجع تقلید دور نمانده است. تأکید مراجع تقلید بر کوتاه ننشستن در مقابل اقداماتی که از نظر فرهنگی به اسلام ضربه می‌زند، هشدار دوباره‌ای به ارشاد است؛ هشدارهایی که می‌تواند تا پیش از ورود قانونی مجلس شورای اسلامی یا اقدام انقلابی مردم، باعث تصحیح عملکرد وزارت ارشاد و بازگشت این وزارتخانه به مسیر اصلی خود شود.

  • ۰ نظر
  • ۱۶ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۱۵
  • ۵۷۶ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)

تجاوزی ناجوانمردانه و غافلگیرانه به خاک سوریه صورت می‌گیرد؛ این روش همیشگی بزدلان صهیونیست است. سردار ایرانی و جمعی از نیروهای زبده حزب‌الله به شهادت می‌رسند. یادگار 26 ساله «حاج رضوان» هم در بین شهداست. 

حالا وحشت همه ارکان رژیم صهیونیستی را می‌لرزاند. تهدید نصرالله کار خودش را کرد و آن‌چنان نتانیاهو را دست‌پاچه کرد که اصلاً‌ همین به عنوان انتقام از حمله بالگردهای صهیونیستی به سرداران حزب‌الله و ایران کفایت می‌کند.  مقامات رژیم در این فکرند که آیا حزب‌الله واقعاً‌ در پی انتقام‌گیری است یا می‌خواسته با یک تهدید،‌ ضعف امنیتی اسرائیل را نشان دهد؟ آیا در روزهای آتی اتفاقات بدی در انتظار مقامات این رژیم است یا باید با همین ترس و لرز،‌ روزگار بگذرانند؟ کسی نمی‌تواند پیش‌بینی دقیقی از رخدادهای آینده ارائه دهد چرا که عملیات نظامی و امنیتی، پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. حزب‌الله نیز همواره یک اصل را درمقابله با رژیم کودک‌کش خوب اجرا کرده است؛ «اصل غافلگیری». با این حال یکی از گزینه‌های احتمالی برای حمله حزب‌الله،‌ آقازاده‌هایی هستند که اگر ثابت شود در ریختن خون مسلمانان دست دارند، باید تاوان خون جهاد مغنیه را بدهند.

ما در اینجا فهرستی از آقازاده‌های سرشناس اسرائیلی را ردیف کرده‌ایم. البته لازم به ذکر است برخی از این حضرات صهیونیست مستقیماً در جنگ علیه نیروهای مقاومت دخیل نبوده‌اند و دستشان به اسلحه نرسیده است و برخی نیز به قول خود مخالف تندروی رژیم صهیونیستی هستند. اما سه سال خدمت اجباری در ارتش این رژیم را در کارنامه دارند. به هر حال آشنایی با زندگی این افراد و ویژگی‌هایشان شناخت واقع‌بینانه‌تری از مسائل اجتماعی و سیاسی رژیم اسرائیل نیز به دست می‌دهد؛ پس از آن، باید منتظر شکار حزب‌الله باشیم.

آونر نتاینیاهو (Avner Netanyahu)

آونر که اکنون 20 سال دارد، 5 سال پیش در مسابقه بین‌المللی کتاب مقدس که هرساله از سوی مقامات اسرائیل برگزار می‌شود،‌ توانست رتبه سوم را از آن خود کند. این مسابقه ویژه دانش‌آموزان دبیرستانی است. اما اتفاقات مهمتری در یک سال‌ اخیر افتاده که او را بیش از پیش، خبرساز کرده است؛ حرکت فرزند نخست‌وزیر از حیطه تعالیم مذهبی صهیونیست‌ها به بُعد نظامی این رژیم.


ارتش اسررائیل یا همان IDF از سال گذشته میلادی یک میهمان ویژه داشته است:‌ آونر،‌ فرزند جناب نخست‌وزیر. او که کوچکتر از برادرش است، سه سال باید خدمت اجباری سربازی را بگذراند. نتانیاهو با احساس افتخار اعلام کرد فرزند او نیز مانند هر خانواده دیگری باید به سربازی بروند. نتانیاهو به فرزندش گفت:«از کشور حفاظت کن و مراقب خودت باش.»

چند ماه پیش در دسامبر 2014 بود که خبر مجروح‌شدن آونر مخابره شد. خبرگزاری‌ها به گونه‌ای به پوشش این خبر پرداختند که گویی سران اسرائیل یک قربانی در راه آرمان‌های هرتزل داده‌اند! یک جراحت ساده در حین آموزش نظامی آونر در جنوب اسرائیل به یک پروپاگاندای عظیم برای افزایش ایمان مردم اسرائیل به آرمان‌های صهیونیسم تبدیل شد. او در بیمارستان بارزیلای اشکلون تحت مداوا قرار گرفت و منتظر ماند تا پدر و مادرش بر بالین وی حاضر شوند. اخیراً به آونر پیشنهاد شده که به واحد رسانه ارتش ملحق شود، شاید از این جهت که خیلی به او سخت نگذرد و بقول خودمان، معاف از رزم شود!



آونر، می‌تواند گزینه‌ اول در انجام عملیات انتقام «جهاد» و همرزمانش باشد؛ گرچه او از لحاظ جایگاه نظامی-عملیاتی لقمه دندان‌گیری محسوب نمی‌‌شود، اما نام‌خانوادگی «نتانیاهو» بر روی اوست و همین، کفه هزینه روحی و بار روانی آن را بر صهیونیست‌هایی که به «ترسو» بودن مشهورند، سنگین‌تر می‌کند.
یِیر نتانیاهو (Yair Netanyahu)

اما پسر بزرگتر نتانیاهو که اخیراً برایش دردسر شده است نیز گزینه بدی نیست. وی سال 2013 با ساندرا لیکانگر 25 ساله در یک مرکز علمی مطالعات بین‌رشته‌ای در اطراف تل‌آویو دیدار داشت،‌ اما آنچه بیشتر موجب جنجالی‌شدن رابطه آنها شد و صهیونیست‌های تندرو را به اعتراض علیه نتانیاهو واداشت،‌ ورود آنها به همراه یکدیگر به جشن سفارت نروژ در مه 2014 بود. طبیعتاً هیچ دلیلی جز نروژی بودن ساندرا موجب این اقدام یِیر نشد و این نشان از رابطه عمیق آنها داشت. رابی یوسف دیچ از حزب «اتحاد صهیونیسم توراتی» در اعتراض به این اقدام پسر نتاینیاهو اعلام کرد «از نخست‌وزیر انتظار می‌رود نماینده ملت یهود و حافظ هویت یهودی باشد.». این گروه‌های تندرو مخالف ازدواج میان یهودیان و غیریهودیان است. آن چه این شایعات را تقویت کرد سخنان دایی این آقازاده یعنی دکتر بن‌آرتزی بود که گفت:«یِیر تف به قبر پدربزرگ و مادربزرگ خود انداخته است.»


کار بجایی رسید که یکی از مقامات نزدیک به نتانیاهو به نمایندگی از وی اعلام کرد یِیر و ساندرا تنها هم‌درس هستند و این بدان معنا نیست که آن دو دارای رابطه عاطفی هم باشند. او همچنین تکذیب کرد که نتانیاهو به نخست‌وزیر نروژ در خصوص هماهنگی برای ازدواج این دو سخن گفته باشد. ظاهراً‌ یک خبرگزاری نروژی اعلام کرده بود نتانیاهو در حاشیه اجلاس داووس با سولبرگ سخن گفته و از وی خواسته شرایط سفر آقازاده‌اش و دخترخانم نروژی را به نروژ فراهم کند. با این حال اسلیپکف از اساتید مرکز سیاست‌گذاری مردم یهود سخن جالب تأملی در این باره گفته است. وی گفت:«نقد اقدام پسر نتانیاهو روی دیگر سکه ایزوله‌شدن اسرائیل در دنیا است. ما احساس ناامنی می‌کنیم و الا روشن است که اگر درصد اندکی از مردم کشور ما به ازدواج با غیریهودیان روی بیاورند، تهدیدی متوجه ما نخواهد شد.»

رخداد دیگری که برای او خبرساز شده است،‌ دیدار او با اوباما به همراه پدرش در مارس 2013 بود. وی در این دیدار کوتاه در حاشیه مراسم انجام شد،‌ به اوباما گفت با وجود مخالفت والدینش مشغول به تحصیل در رشته روابط بین‌الملل است. او از اوباما در مورد سن دخترهایش پرسید، چیزی که می‌توانست با یک جستجوی ساده اینترنتی هم بفهمد. اوباما هم که نمی‌خواست او را ضایع کند،‌ گفت: «مالیا 14 سال و ساشا 11 سال دارد.»

شائول اولمرت (Shaul Olmert)

فرزند 39 ساله ایهود اولمرت، متخصص رسانه‌های دیجیتال است و در سوابق خود مسئولیت‌هایی چون مؤسس و مدیرعامل شرکت Playbuzz و مدیر ارشد بازاریابی اپلیکیشن‌های شرکت Conduit دارد که هر دو از بزرگترین شرکت‌های خصوصی بین‌المللی در عرصه ارتباطات دیجیتال و تجارت الکترونیک است. مطالب پایگاه buzzfeed در ژوئیه 2014 بیش از هر پایگاه دیگری (به جز هافینگتون پست) در فیس‌بوک به اشتراک گذاشته شد (بیش از 7.14 میلیون بار). او عضو هیأت مؤسس سه شرکت دیجیتال دیگر با نام‌‌های
NetAlign
NetAlign، GameGround و Sundaysky نیز بوده و پیش از این‌ها،‌ قائم‌مقامی گروه رسانه‌ای MTV را از آن خود کرده بود. شائول مدتی نیز قائم‌مقام Nickelodeon شد. او در کنار مشاغل اصلی خود، مشاور بسیاری از شرکت‌های دیگر نیز هست. در یک نگاه کلی، تولید بازی‌های ‌دیجیتال، تجارت الکترونیک،‌ رسانه‌های دیجیتال و بی‌سیم از حوزه‌های شغلی وی بوده است.

شائول مدرک کارشناسی ارشد ارتباطات تعاملی را از دانشگاه نیویورک گرفته و گر چه در اسرائیل به دنیا آمده است،‌ اما سال‌های زیادی از عمر خود را در آمریکا گذرانده است. او ازدواج کرده و سه فرزند دارد. پدر او، ایهود اولمرت از سال 2006 تا 2008 میلادی، یعنی زمانی که به خاطر مظنون‌بودن در یک اختلاس از شغل خود استعفا کرد، نخست‌وزیر اسرائیل بود. او بعدها از اتهام کلاهبرداری خلاصی یافت اما متهم به سوء‌استفاده از اعتماد عمومی شد.


شائول از نظر سیاسی مدافع روند صلح با اعراب است و معتقد است این مسئله ربطی به باور وی مبنی بر حقانیت تشکیل اسرائیل ندارد. او که خود و پدرش را عضو چپ‌گرایان در عرصه سیاسی اسرائیل می‌بیند در گفتگو با پی‌بی‌اس اظهار کرد:«اصلاً از دیدگاه عملگرایانه، آیا واقعاً می‌توان یک جمعیت دیگر را تحت اشغال خود قرار داد و آیا این قابل توجیه است؟» او که به قول خودش دوست ندارد سوژه رسانه‌ها شود، پس از اتمام دوره سربازی به برخی سازمان‌های سیاسی چپ‌گرا پیوست و چند طومار برای خروج سربازان از سرزمین‌های فلسطینی امضا کرد. این عمل او در زمان خود مورد توجه رسانه‌های اسرائیلی قرار گرفت و موجب اختلافاتی میان او و پدرش شد.


او در نهایت نوشته خود را این‌گونه پایان داد: «هیچ راه میانه‌ای وجود ندارد. هم اهالی غزه و هم زیرساخت‌های آن باید تاوان دهند و الا ما تمام نواز غره را اشغال می‌کنیم. در غیر این صورت هیچ پیروزی قاطعی متصور نیست. زمان به ضرر ما می‌گذرد و ما باید پیروزی را هر چه زودتر به دست آوریم. افسار فشار بین‌المللی به زودی بر دهان دولت نتانیاهو محکم می‌شود. وقتی میلیون‌ها شهروند نمی‌توانند برای مدت طولانی زیر آتش جنگ زندگی کنند، پس به زودی فشارها آغاز می‌شود. بنابر این به یک پایان سریع نیاز داریم، پایانی همراه با صدای انفجار، نه آه و ناله.»

آنطور که از مواضع گیلاد در قبال مردم فلسطین و مقاومت بر می‌آید، او بخوبی خصوصیات حیوانی و خوی آدمکشی پدرش آریل شارون را به ارث برده است. بهتر است این فرزند خلف قصاب صبرا و شتیلا بیشتر مراقب خود باشد تا «صاعقه‌های ویرانگر» حزب‌الله کار دست او ندهد.
عُمری شارون (Omri Sharon)  

عمری شارون، پنجاه و یک سال زندگی کرده است. او، پسر ارشد آریل شارون، نخست وزیر اسبق اسرائیل است. عمری، نماینده مجلس اسرائیل در سال‌های 2003 تا 2006 بوده که فعالیت‌های خود را در راستای حفاظت از محیط زیست و همکاری با فعالان این حوزه تنظیم کرد. وی و پدرش به دلیل همکاری‌های متعدد با یکدیگر که یکی از آنها ارسال عمری به عنوان عضو هیأت اسرائیلی برای مذاکره با حکومت خودگردان فلسطین بود، در رسانه‌ها به پارتی‌بازی متهم شده‌اند.

ظاهراً اتهام پارتی‌بازی به عمری و آریل، بیراه هم نیست.  فرزند ارشد شارون در سال 2008 از سوی دادگاه عالی اسرائیل به جرم تقلب و رشوه در جریان انتخابات حزب لیکود به 9 ماه حبس محکوم و راهی زندان شد. وی به همراه پدرش با سوء استفاده از نفوذ و قدرت سیاسی، شرکت هایی پوششی تاسیس کردند تا به کاندیداتوری آریل شارون برای رهبری حزب لیکود و نخست وزیری کمک مالی کنند. حبس وی بعدها به 7 ماه کاهش یافت. او نیز می‌تواند گزینه‌ای روی میز حزب‌الله باشد، هرچند عمر خودش را کرده است و گزینه‌های جوان‌تر در اولویت هستند.



ما خواهیم آمد... بزودی... ان شا الله..



  • ۰ نظر
  • ۰۷ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۲۰
  • ۱۱۴۶ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)