بررسی استراتژیک

اشراف اطلاعاتی + تحلیل واقع بینانه =» بصیرت استراتژیک

بررسی استراتژیک

اشراف اطلاعاتی + تحلیل واقع بینانه =» بصیرت استراتژیک

بررسی استراتژیک

جریان شناسی و قدرت تحلیل مسایل سیاسی جزو معرفت دینی است. ( امام خامنه ای مدظلله العالی)



۴ مطلب با موضوع «سیاسی :: بین الملل :: آسیا» ثبت شده است

درپی حمله  موشکی  نظامیان صهیونیست به روستایی درمنطقه قنیطره ، واقع درجولان سوریه که منجربه شهادت چند تن ازفرماندهان مقاومت و حزب‌الله خصوصا «جهاد مغنیه» فرزند شهید «عمادمغنیه» شد، سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان درپیامی دوکلمه‌ای به صهیونیست‌ها توصیه کرد: «پناهگاه هایتان را آماده کنید»،(جهزواملاجئکم).


گفتنی است این پیام بدون هیچ توضیحی و به دو زبان عبری وعربی با عکسی از دبیرکل حزب‌الله بر روی خروجی سایت شبکه المنار قرار گرفت.
رژیم صهیونیستی شنبه شب در اقدامی تجاوزکارانه این بار به شهر «قنیطره» واقع در جنوب سوریه حمله کرد و 9 تن از رزمندگان حزب‌الله را به شهادت رساند.
بر اساس اعلام حزب‌الله گروهی از رزمندگان حزب‌الله در حال بازدید میدانی از شهرک «الامل» در قنیطره بودند که هدف حمله موشکی یک هلی‌کوپتر صهیونیستی قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
«جهاد مغنیه» فرزند فرمانده شهید حزب‌الله «عماد مغنیه» و محمدعیسی فرمانده‌ای که با نام ابوعیسی شناخته می‌شد، در کنار 7 نفر دیگر شهدای حزب‌الله را تشکیل می‌دهند. سپاه پاسداران نیز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد سردار محمدعلی الله‌دادی در این حمله تروریستی به شهادت رسیده است.
صهیونیست‌ها از ترس انتقام حزب‌الله به توجیهات گوناگون متوسل شدند و ادعا کردند که جهاد مغنیه و همراهانش در حال نصب سکوی پرتاب موشک در این منطقه بودند.
حزب‌الله لبنان با صدور بیانیه، رسما شهادت فرزند عماد مغنیه و 8 تن دیگر را تایید کرده است.
شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرده که هدف اصلی این حمله «ابوعلی طباطبایی» فرمانده نیروهای هجومی حزب‌الله بوده است.
این رژیم سال‌ها به دنبال وی بوده است، فردی که خواب را از چشم افسران ارتش اسرائیل گرفته بود. در لیست رسمی ارائه شده از سوی حزب‌الله لبنان این نام وجود ندارد.
وحشت از پاسخ مقاومت
در پی شهادت تعدادی از رزمندگان حزب‌الله، رژیم صهیونیستی بلافاصله در مرزهای شمالی سرزمین اشغالی با جنوب لبنان حالت آماده‌باش اعلام کرد.
همچنین جنگنده‌های رژیم صهیونیستی بر فراز مزارع شبعا و کفرشوبا در جنوب لبنان به پرواز درآمدند.رژیم صهیونیستی همچنین به سفارتخانه‌های خود در سراسر جهان حالت آماده‌باش داده است.
این اولین بار نیست که رژیم صهیونیستی دست به ترور در این منطقه می‌زند. در 17 ژوئن گذشته (17 خرداد) نیز هلی‌کوپتر ارتش رژیم صهیونیستی خودروی شهید «موفق بدریه» را هدف قرار داد و وی را به شهادت رساند. اما این بار ظاهرا رژیم صهیونیستی دچار اشتباه مهلکی شده است.تحلیلگران معتقدند رژیم صهیونیستی با توجه به موقعیت متزلزل خود دچار یک اشتباه استراتژیک شد و در واقع خود را به دام انداخت.
به گفته کارشناسان، این رژیم با توجه به پیامدهای جنگ 50 روزه غزه به ویژه فروپاشی کابینه نتانیاهو و پارلمان این رژیم، حماقت خود را نشان داد و وارد بازی شد که برنده آن حزب‌الله خواهد بود. بنابر اعلام منابع رسمی اسرائیل جنگ 50 روزه غزه توان مالی ارتش این رژیم را نیز به شدت کاهش داده است. افزایش میزان خودکشی در میان نظامیان صهیونیست، افزایش نارضایتی‌ها از نبود امنیت و در نتیجه افزایش مهاجرت معکوس، از دیگر چالش‌های پس از جنگ غزه است که اوضاع اسرائیل را شکننده کرده است.
رژیم اشغالگر قدس تصور می‌کرد مشغول بودن حزب‌الله به نبرد با تروریست‌های تکفیری در چندین جبهه، موقعیت این جنبش را تضعیف کرده بنابراین، موفق خواهند شد با استفاده از این فرصت ضربه‌ای به حزب‌الله وارد کند؛ در حالی که سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان در سخنرانی چند روز پیش خود به این رژیم هشدار داده بود که در صورت وقوع جنگ احتمالی، به الجلیل و فراتر از آن وارد خواهند شد.
به اعتقاد کارشناسان، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای فرافکنی بحران‌های داخلی به ویژه در آستانه نزدیک شدن  به انتخابات کنست این حمله را انجام داده است، همان‌طور که در سال 2012 نیز به دلیل اهداف انتخاباتی دست به چنین اقدامی زده بود.
واکنش‌ها
حمله یکشنبه رژیم صهیونیستی به خاک سوریه بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت. 
روزنامه الاخبار چاپ لبنان در این باره نوشت؛ حمله رژیم صهیونیستی به جولان حزب‌الله را به «الجلیل» نزدیک‌تر کرد.
این روزنامه لبنانی افزود، سه روز پس از مصاحبه سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان که گفت «مقاومت در صورت لزوم در جنگ آینده با اسرائیل وارد الجلیل و فراتر از آن می‌شود» رژیم صهیونیستی به جنوب سوریه حمله کرد و تعدادی از رزمندگان حزب‌الله را به شهادت رساند.
نبیه بری رئیس پارلمان لبنان نیز گفت «رژیم صهیونیستی تلاش دارد اوضاع را آشفته کند.» وی افزود: «هرگاه در لبنان گام‌هایی برای تحقق ثبات برداشته می‌شود اسرائیل وارد میدان می‌شود و تلاش می‌کند اوضاع را آشفته کند.»
نبیه‌بری گفت: «گفت‌وگو میان حزب‌الله و جریان المستقبل در مسیر خود حرکت می‌کند و تحت تأثیر هیچ اقدامی قرار نخواهد گرفت.»
تحلیلگران لبنانی نیز اعلام کردند که پاسخ حزب‌الله به حمله صهیونیست‌ها کوبنده و در آینده نزدیک خواهد بود.
این کارشناسان تأکید کردند، رژیم صهیونیستی گمان می‌کند که حزب‌الله در چند جبهه از جمله در سوریه و عراق و حتی در داخل لبنان مشغول رویارویی با تکفیری‌ها است و بهترین فرصت برای ضربه زدن به این حزب است غافل از این که حزب‌الله هیچ گاه از جبهه دشمن صهیونیستی عقب نخواهد کشید.
جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز تأکید کرد «خون این شهدا مژده پیروزی بر دشمن صهیونیستی را به همراه دارد.» همچنین جنبش حماس ضمن محکوم کردن تجاوز رژیم صهیونیستی به «القنیطره» خواستار واکنش جدی حزب‌الله به این اقدام شد.
عبدالباری عطوان روزنامه‌نگار سرشناس جهان عرب هم تصریح کرد «حزب‌الله آماده می‌شود پاسخ رژیم صهیونیستی را بدهد.»
به گفته عطوان، فرماندهان ارشد حزب‌الله پس از این حمله نشستی اضطراری درباره چگونگی پاسخ به رژیم صهیونیستی برگزار کردند.
«عمران زعبی» وزیر اطلاع‌رسانی سوریه نیز گفت: سازمان ملل باید برخورد جدی با اقدامات اسرائیل داشته باشد.وی افزود: «نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به دلیل اقداماتش علیه سوریه، لبنان و فلسطین خود نماینده تروریسم است.
واکنش رژیم صهیونیستی
این واکنش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که رژیم صهیونیستی در اولین واکنش رسمی خود به این حادثه اعلام کرد «حزب‌الله به این عملیات پاسخ خواهد داد.»
«عاموس یادلین» رئیس سرویس جاسوسی نظامی رژیم صهیونیستی ضمن پذیرش ضمنی مسئولیت تجاوز به خاک سوریه اعلام کرد که «باید منتظر پاسخ حزب‌الله باشیم.»
رسانه‌های صهیونیستی نیز در واکنش به این عملیات اعلام کردند که پاسخ حزب‌الله به حمله اسرائیل «دردناک» خواهد بود.
روزنامه «یدیعوت آحارونوت» هم در این باره نوشت: «احتمال دارد حزب‌الله اهداف اسرائیل را در خارج مورد حمله قرار دهد.»
این روزنامه افزود: حزب‌الله اعلام کرده «احساسی» عمل نخواهد کرد و به موقع در مورد پاسخ به این عملیات تصمیم‌گیری می‌کند. شبکه‌های تلویزیونی رژیم صهیونیستی نیز اعلام کردند، حزب‌الله قطعاً به حمله موشکی به القنیطره پاسخ می‌دهد و احتمال زیادی وجود دارد که این پاسخ به صورت «فوری» انجام شود.
دیگر رسانه‌های رژیم صهیونیستی نیز اعلام کردند که روزهای خوش اسرائیل به پایان رسیده است. انتشار این گزارش‌ها موجی از وحشت را بر سرزمین‌های اشغالی حاکم کرده است.
«مقتدا صدر» رهبر جریان صدر عراق نیز در واکنش به شهادت فرزند شهید عماد مغنیه ابراز امیدواری کرد که شهادت «شیربچه مقاومت» لبنان آغاز افول رژیم صهیونیستی باشد.

  • ۰ نظر
  • ۳۰ دی ۹۳ ، ۰۹:۲۱
  • ۵۶۴ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)
بعد از رژیم صهیونیستی، بحرین، استرالیا، امریکا، کانادا و سه کشور اروپایی، وزرای خارجه ۲۸ کشور اتحادیه اروپا هم دیروز به اجماع رسیدند که شاخه نظامی حزب‌الله لبنان را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دهند. تصمیم وزرای خارج اروپا برای قرار دادن شاخه نظامی حزب‌الله در لیست سیاه، بعد از چندین هفته رایزنی بین وزرای خارجه اروپایی و به رغم مخالفت کشورهایی مانند اتریش، جمهوری چک، ایرلند و مالت گرفته شد.
به این ترتیب، سفر مقام‌ها و حامیان حزب‌الله به کشورهای اروپایی ممنوع شده و امکان بلوکه کردن اموال و دارایی‌های مالی آن در کشورهای اروپایی فراهم می‌شود. همچنین هر نوع ملاقات میان دیپلمات‌های اتحادیه اروپا و اعضای شاخه نظامی حزب‌الله غیرقانونی خواهد شد.تحرکات برای قراردادن نام حزب‌الله در فهرست گروه‌های تروریستی اروپا، بعد از حادثه سال ۲۰۱۲ بلغارستان جدی شد و مجادلاتی که در داخل اتحادیه اروپا برای قرار دادن حزب‌الله در فهرست ترویسم رخ داده نیز علی الظاهر به حادثه بلغارستان برمی گردد؛ حادثه‌ای که در جریان آن شش اسرائیلی در جریان بمب‌گذاری در یک اتوبوس کشته شدند. با این حال، مثل بسیای از موارد دیگر، نمی‌توان قبول کرد که تروریستی خواندن شاخه نظامی حزب‌الله ناشی از ملاحظات سیاسی نبوده باشد.ادامه….
طرح قرار دادن حزب‌الله در فهرست تروریستی اروپا را انگلیس هدایت کرد. تا همین چند هفته قبل، برخی کشورهای اروپایی اصرار داشتند که درباره ارتباط حزب‌الله با حادثه بلغارستان متقاعد نشده‌اند، ولی دیروز در نهایت وزرای ۲۸ کشور اروپایی به اجماع رسیدند که شاخه نظامی حزب‌الله را در فهرست تروریسم قرار بدهند. گزارش‌های غیررسمی از جمله گزارش دیروز روزنامه فایننشال تایمز نشان می‌دهد که لابی اسرائیلی‌ها نقش مهمی در این تصمیم اروپا داشته است. «فایننشال تایمز» نوشت: «به دنبال فشارهای اسرائیل، اتحادیه اروپا درصدد است حزب‌الله لبنان را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی نماید.»
البته در داخل اروپا بر سر اینکه چطور می‌توان بین شاخه سیاسی و نظامی حزب‌الله تفکیک قائل شد، اختلاف نظرهای جدی وجود دارد، ولی اصل مسئله به این برمی گردد که کشورهایی مثل انگلیس، از تصمیم اتحادیه اروپا تفسیری موسع خواهند کرد و دامنه تصمیم دیروز، به فعالیت‌های نظامی حزب‌الله محدود نخواهد شد.
تصمیم برای «بلک لیست کردن» حزب‌الله را نمی‌توان با موازنه منطقه‌ای بعد از موفقیت حزب‌الله در جنگ تابستان ۲۰۰۶ و به خصوص مداخله تعیین کننده آن در جنگ داخلی سوریه بی‌ارتباط دانست. شیوه جنگی جدیدی که حزب‌الله در جران جنگ ۲۰۰۶ علیه اسرائیل به کار گرفت و همان را در جنگ سوریه و کنترل شهر قصیر به کار بست، باعث شد که این گروه به عنوان اولین بازیگر مسلح غیرحکومتی در خاورمیانه ظاهر شود که تا دل حکومت لبنان نیز نفوذ کرد. بعضی تحلیلگران غربی برای حزب‌الله از تعبیر «دولت در درون دولت» استفاده می‌کنند؛ تعبیری که هر چند از برخی جهات گمراه کننده است، ولی از جهاتی دیگر نیز درست به نظر می‌رسد. اروپا با تصمیم روز دوشنبه سعی کرد روند توسعه این بازیگر غیر حکومتی حکومتی را مهار کند.
گزارش‌های مختلفی درباره نقل و انتقال‌های مالی حزب‌الله در داخل کشورهای اروپایی منتشر شده و اروپایی‌ها با تصمیم روز دوشنبه، سعی خواهند کرد به روشی قانونی آن را مهار کنند. به علاوه، اروپا در چارچوب فراسرزمینی کردن قواعد خود، از این پس سعی خواهد کرد کشورهای دیگر را هم برای محدود کردن مناسبات با حزب‌الله تحت فشار بگذارد. یک مورد مشخص در این باره، دولت لبنان است که از این پس مجبور خواهد بود در تصمیم‌گیری برای قرار دادن چهره‌های حزب‌الله در کابینه و ساختار دولت، با ملاحظه بیشتری عمل کند.
دست آخر اینکه، قرار دادن شاخه نظامی حزب‌الله در فهرست تروریستی اروپا، تلاشی ضمنی برای مهار ایران است. در شرایطی که تل‌آویو، تهران را بزرگ‌ترین تهدید امنیتی خود محسوب می‌کند، اروپا با تصمیم روز دوشنبه خود در بروکسل، در واقع یک گام دیگر برای مهار بزرگ‌ترین تهدید در خارج نزدیک سرزمین‌های اشغالی برداشت.
  • ۰ نظر
  • ۱۸ مرداد ۹۲ ، ۰۱:۰۱
  • ۴۰۶ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)

گروه بین‌الملل مشرق - مجله «نشنال اینترست» در مقاله‌ای به قلم «آمیتای اتزیونی» » از مشاوران ارشد پیشین«کارتر» در کاخ سفید و استاد دانشگاه و استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جورج واشنگتنمی‌نویسد: ایران، کشوری که در حمایت از تروریست‌ها و گروه‌های شورشی شناخته‌شده است، شاخک‌های حساسش در چند کشور خاورمیانه فعال است. نقطه بی‌بازگشت برای توقف برنامه هسته‌ای ایران به سرعت در حال نزدیک شدن است که حتی «اوباما» ، رئیس جمهور محتاط آمریکا نیز آن را اذعان کرده است. در واقع «اوباما» در ماه مارس به یک شبکه تلویزیونی اسرائیل گفت که ساخت یک سلاح هسته‌ای برای ایران «بیش از یک سال یا بیشتر» زمان می‌برد. بهترین راه برای برخورد با تلاش ایران جهت سلطه بر خاورمیانه مواجهه با آن در یک عرصه پس از عرصه دیگر نیست، بلکه شکار این کشور در سرزمین اصلی‌اش بهترین راه است.

 

 تضعیف ظرفیت حزب‌الله با برخورد با ایران  

اگر دندان نیش ایران کشیده شود، بازوی نظامی حزب‌الله خیلی زود با مشکل تأمین سرمایه و تسلیحات پیشرفته مواجه خواهد شد. از این‌رو این سازمان ناگزیر خواهد شد بیشتر به بازوی سیاسی خود تکیه کرده و در نتیجه بیشتر به عنوان یک حزب سیاسی لبنانی عمل خواهد کرد تا یک سازمان نظامی. علاوه بر این، حزب‌الله ظرفیت و توانایی خود برای کیش مات کردن دیگر نیروها و احزاب لبنانی، به خصوص ارتش در حال تثبیت و اخلاقاً خنثی لبنان را از دست خواهد داد.


 نتایج برخورد آمریکا با ایران برای کشورهای منطقه  

چنانچه دندان نیش ایران کشیده شود، حزب‌الله وادار خواهد شد نیروهای خود را از سوریه عقب بکشد و «اسد» منبع اصلی تسلیحات، مشاوران و بودجه خود را از دست خواهد داد، اعتماد به نفس شیعیان عراق پایین خواهد آمد و ممکن است آمادگی بیشتری برای کنار آمدن با هم‌وطنان سنی خود پیدا کنند. هرچند نفوذ ایران در عراق محدود است، اما این کشور جناح تندروی شیعه عراق را تحریک می‌کند. در این صورت کشورهای بحرین، قطر، امارات و عربستان سعودی نیز راحت‌تر می‌توانند به نارضایتی‌های خشونت‌بار به رهبری شیعیان در مناطق خود رسیدگی کنند.


 مشکلات برخورد غیرمستقیم با ایران  

در مقابل، برخورد غیرمستقیم در یک جنگ نیابتی با ایران در سوریه مانور بسیار دشواری است. همانطور که افراد بسیار اشاره کرده‌اند، مشخص نیست چه کسی از ما حمایت خواهد کرد، ما چه به آنها خواهیم داد و آیا آنچه که ما برای آنها به ارمغان خواهیم آورد برایشان کفایت می‌کند. همانطور که پیش از اعلان کمک نظامی محدود آمریکا به سوریه از زبان «اوباما» هشدار داده بودم، نشان دادن واکنشی ضعیف بدتر از اصلاً واکنش نشان ندادن است.

با توجه به آموزش‌های ضعیف و اصطکاک و مبارزات داخلی میان شورشیان سوری و نقطه قوت نیروهای ترکیبی حامی حکومت سوریه شامل شبه‌نظامیان سنی (علاوه بر ارتش ملی) و حزب‌الله، ممکن است «اسد» به خوبی بر دیگران فائق آمده و موفق شود. عملکرد ضعیف گروه‌هایی که از جانب آمریکا حمایت می‌شوند تنها ایران و مبارزان نماینده آن در سوریه را جسورتر می‌کند؛ و درگیری و مداخله بیشتر آمریکا نه تنها با مخالفت و دشمنی روسیه مواجه خواهد شد، بلکه منجر به فراهم‌آوری تسلیحات قدرتمندتر برای «اسد» نیز خواهد شد.


 اوضاع پس از انتخاب حسن روحانی  

چنانچه «اوباما» می‌خواهد تعهد خود به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را عملی کند در هر صورت آمریکا ناگزیر به برخورد با ایران است. مسلماً برخورد با ایران با انتخاب یک «میانه‌رو» متبسم، «حسن روحانی» ، دشوار شده است. ازاین‌رو آمریکا باید به او این شانس را بدهد که حمایت ایران از تروریست‌ها، شورشیان و حکومت‌های خودکامه را خاتمه دهد و به تعهدات ایران تحت ان‌پی‌تی تن در دهد.


احتمال سلطه ایران بر خاورمیانه در صورت عدم تغییر این کشور در دوره ریاست جمهوری جدید 

اما چنانچه رئیس جمهور بعدی ایران تغییری در اوضاع کنونی ایجاد نکند ما باید خود را برای این احتمال آماده کنیم که ایران بر خاورمیانه سلطه یابد و خون بیشتری در سوریه و مناطق دیگر ریخته شود. این تهدید را تنها با بریدن سر این موجود باید رفع کرد، نه نابود کردن شاخک‌های حساسی که این موجود در جای جای منطقه کاشته است. 

  • ۰ نظر
  • ۰۱ مرداد ۹۲ ، ۰۱:۴۴
  • ۴۶۲ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)

گروه بین‌الملل مشرق – پس از انتخاب حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر روحانی در انتخابات یازدهم، شاید قابل توجه‌ترین نکته‌ای که در پیام‌های تبریک خودنمایی می‌کرد، دریافت پیام‌های تبریک از کشورهایی بود که تا پیش از این روابط سرد و بعضا تنش‌زایی طی سال‌های اخیر با ایران داشتند. از پیام‌های تبریک سران کشورهای عربستان، قطر، امارات و بحرین تا اعلام آمادگی فرانسه برای همکاری با دولت روحانی در مسئله سوریه و ابراز احترام آمریکا به نتیجه انتخابات کم‌نظیر ریاست جمهوری یازدهم، همگی واکنش‌هایی بودند که در روزهای پس از 25 خرداد، گمانه‌زنی‌ها درباره اولویت سیاست خارجی دولت آینده را جهت‌دهی می‌کردند.

 

اما تحلیل‌ها عمدتا محدود به دو گذاره احتمالی پیش‌روی دولت دکتر روحانی شد: تعامل با آمریکا، بهبود روابط با کشورهای اروپایی گروه 1+5.

بحث میان مخالفان و موافقان تعامل با آمریکا و پرونده هسته‌ای که هردو از مسائل کلان نظام هستند به اولویت سیاست خارجی تعیین شده از سوی رسانه‌های داخلی و خارجی و کارشناسان تبدیل و موجب غفلت از دو حوزه بسیار مهم و نیازمند توجه در سیاست خارجی شد: بازسازی روابط با کشورهای همسایه – بویژه کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس – و استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی جمهوری اسلامی در آسیای مرکزی و قفقاز.

 

روابط ایران با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس – عربستان، بحرین، قطر، امارات، عمان و کویت به همراه اردن که عضو ناظر شوراست – طی چند ساله گذشته با چالش‌های متعددی همراه بوده است. البته مواضع نادرست سران این کشورها در پیوند با آمریکا و رژیم صهیونیستی و کمک به تروریست‌ها مورد انتقاد مقامات ایران بوده و هست، اما این تقابل‌ها موجب از بین رفت بسیاری از زمینه‌های مشترک همکاری و تعامل سازنده در راستای تقویت جایگاه ایران در منطقه شده است.

 

دستاورد مهم تعامل و تفاهم ایران و کشورهای همسایه تغییر الگوی امنیت منطقه است که هم‌اکنون با حضور نیروهای خارجی و تروریست‌ها با بحران و تنش دست به گریبان است و نقش ایران به عنوان قدرت سیاسی – ژئوپلتیک منطقه می‌تواند ثبات از دست رفته را بازگرداند.

موقعیت منحصر به فرد ژئوپلتیک ایران، پتانسیل ارتباط با 15 کشور از خلیج فارس تا آسیای مرکزی و قفقاز را فراهم کرده است که تعامل نزدیک با این مجموعه کشورها، مزیت‌های فراوانی در حوزه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاست خارجی و ... برای کشور به همراه خواهد داشت. می‌توان گفت روابط با 15 کشور پیرامون ایران در سایه تلاش‌ها برای تعامل با اروپا و یا آمریکا قرار گرفته است که دولت بعدی می‌تواند این فرصت‌های از دست رفته را احیا کند.

 

پایگاه تحلیلی المانیتور نیز در همین خصوص به ایران توصیه می‌کند در بازسازی روابط خود با کشورهای حاشیه خلیج فارس همزمان 3 گام را بردارد:

گام اول: تاکید بر احترام به تمامیت ارضی تمام کشورهای منطقه و حفظ یکپارچگی تمام کشورها در برابر تهدیدات مداوم از سوی آمریکا و اسرائیل در منطقه که کشورهای عربی – و حتی ایران – را به تقسیم و تجزیه تهدید می‌کنند و بدنبال راه‌های اجرای پروژه تجزیه کشورهای مسلمان هستند.

 

گام دوم: رسیدن به توافقنامه امنیتی میان کشورهای منطقه که براساس آن هیچ‌یک اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای حمله به دیگر کشورهای منطقه، ندهند.

 

گام سوم: حضور ایران، عراق و یمن به عنوان عضو ناظر در شورای همکاری خلیج ‌فارس.

 

خراسان بزرگ و زمینه‌های حضور در آسیای مرکزی 

به گزارش مشرق، ایران در آسیای مرکزی و در منطقه «خراسان بزرگ» شامل کشورهای افغانستان، پاکستان، قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و قرقیزستان فرصت بسیار بی‌نظیری برای گسترش دامنه نفوذ خود در حوزه فرهنگ و پس از آن اقتصاد دارد که به دلیل اشتراکات فرهنگی و تاریخی می‌توانند بخش‌های فرهنگی سفارت‌های ایران در این کشورها را فعال‌تر کرده و پای بازرگانان ایرانی را نیز به این کشورها باز نمایند. تعامل فرهنگی و اقتصادی طبیعتا موجب پیوند‌های سیاسی و تبدیل شدن این کشورها از همسایه صرف به هم‌پیمان خواهد شد.


ایجاد خطوط ترانزیت میان کشورهای همسایه – ایفای نقش پل ارتباطی میان جنوب و شمال - و تبدیل شدن به «هاب انرژی منطقه» و نگاه به این کشورها به عنوان بازار بالقوه بزرگ برای محصولات ایران از جمله مهمترین دستاوردهای اقتصادی بازسازی روابط با همسایگان خواهد بود که می‌تواند در شرایط تحریم‌های اعمال شده بر کشتی‌رانی و دیگر محدودیت‌های تحمیلی از سوی غرب، به کمک اقتصاد کشور آید.

استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی ایران در پاکستان به عنوان بخشی از هویت خراسان، که اشتراکات هویتی و فرهنگی بسیاری با ایران دارند باید از طریق فعال‌تر شدن دفاتر فرهنگی ایران در ایالت‌های این کشور دنبال شود. تعامل موثر ایران و پاکستان در زمینه مبارزه با تروریسم فعال در این کشور و تامین امنیت مرزهای مشترک بویژه در بحث قاچاق مواد مخدر به داخل کشور، دستاوردهای امنیتی بسیاری برای ایران به همراه خواهد داشت.

 

علاقه قلبی ملت پاکستان به انقلاب اسلامی و روحیه مقاومت ملت ایران و استفاده از پیوند فرهنگی میان دو ملت نیز می‌تواند به بزرگترین سرمایه ایران در شبه‌قاره تبدیل شود و در آینده مذاکرات ایران و قدرت‌های بزرگ، موضع ایران را به موضعی برتر و قدرتمند در چانه‌زنی‌ها تبدیل کند. پیگیری خط لوله انتقال گاز – موسوم به خط لوله صلح - نیز از جمله بهترین راه‌ها و ابتکارات ورود به شبه قاره برای دولت یازدهم خواهد بود که سنگ بنای آن در دولت دهم گذاشته شده است.

دارایی‌ فراموش شده در قفقاز

 

منطقه فراموش شده دیگر قفقاز و ارتباط آن با روسیه است. منطقه قفقاز که تا حدود 200 سال پیش و عهدنامه ننگین گلستان جزو قلمرو و مرزهای ایران بود، از جمله مناطقی است که در سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی کم‌تر به آن پرداخته شده است و در سایه این غفلت، ایالات متحده – و اسرائیل - نفوذ اقتصادی و نظامی خود در این منطقه را چند سالی است که آغاز کرده و ثمره آن مواضع و اقدامات ضد ایرانی برخی کشورهای این منطقه است. احیای نقش ایران در قفقاز و استفاده از ظرفیت رابطه ایران و روسیه در این منطقه، دارایی استراتژیک ایران در آسیای مرکزی خواهد بود. تبدیل روابط ایران و روسیه از حالت دو جانبه به روابط منطقه‌ای در قفقاز و رقابت با نفوذ آمریکا و اخیرا اسرائیل در همسایگان شمالی کشور، قطعا می‌تواند اولویت دستگاه دیپلماسی دولت آینده برای احیای این دارایی استراتژیک فراموش شده باشد.

 

ترانزیت انرژی به اروپا از مسیر آذربایجان، ارمنستان و گرجستان از جمله دیگر راه‌های مقابله با تحریم کشتی‌رانی ایران است که در سایه توافق با روسیه در زمینه تامین انرژی گامی بزرگ در بی‌اثر کردن تلاش‌های آمریکا و غرب برای فلج کردن اقتصاد ایران خواهد بود.

 

کشور مسلمان ترکیه با جمعیتی 70 میلیونی عمدتا مسلمان نیز از جمله کشورهایی است که سیاست تنش‌زدایی و حرکت به سوی گسترش روابط اقتصادی و فرهنگی باشد. حزب عدالت و توسعه حاکم بر ترکیه نیز به دنبال رسیدن به جایگاهی تعیین‌کننده در منطقه است اما بدلیل خلأ موجود میان قدرت‌های منطقه‌ای، آمریکا و کشورهای غربی در قالب ناتو در حال جهت‌دهی سیاست‌های آن هستند که ورود ایران به عنوان قدرت منطقه در تعامل با ترکیه و ایجاد ائتلاف‌های امنیتی و حل اختلاف‌نظرهای موجود، مقامات اسلام‌گرای این کشور را نسبت به پرهیز از تمایل و تعامل خطرساز بر ضد منافع ایران با اسرائیل و ناتو متقاعد خواهد کرد.

 

در جبهه سوریه نیز ترکیه تقریبا به شکست تمام سیاست‌های خود در قبال بحران سوریه معترف است و برای تغییر مواضع خود نیازمند فراهم شدن فرصتی مناسب است که ورود ایران به گفتگو با مقامات این کشور می‌تواند این فرصت را مهیا کند.

 

گرچه بسیاری کارشناسان گفتگو و تعامل با کشورهای غربی و در رأس آن آمریکا را به دلیل قدرت این چند کشور در عرصه سیاست و اقتصاد جهانی اولویت همیشگی سیاست‌ خارجی ایران می‌دانند، اما باید به چند نکته نیز توجه داشت:

 

* در چشم‌انداز 1404 ایران قدرت اول منطقه خوانده شده است که رسیدن به این جایگاه از طریق گسترش همکاری‌ها با کشورهای منطقه امکان‌پذیر خواهد بود و تعامل با غرب لزوما به تبدیل شدن ایران به قدرت اول خاورمیانه کمکی نخواهد کرد. شاهد اینکه برخی کشورهای منطقه که این مسیر را به امید تبدیل شدن به رهبر منطقه طی کردند، هرگز به مقصود نرسیدند.

 

* تبدیل شدن ایران به قدرت اول خاورمیانه و اولویت قرار دادن بازسازی و گسترش روابط ایران و 15 کشور مذکور، در رفتار کشورهای غربی و آمریکا در برخورد با ایران تحولی اساسی ایجاد خواهد کرد و مذاکره از جایگاه قدرت اول منطقه برای ایران با دارایی‌های استراتژیک فراوان و دست برتر در میز مذاکرات، بیش از پیش منافع ایران را تامین خواهد کرد.

 

انتخاب دکتر حسن روحانی دست‌های بسیاری از کشورهای همسایه و غربی را برای همکاری به سوی ایران دراز کرده است که انتظار می‌رود با اولویت‌بندی صحیح و هوشمندانه از این فرصت به بهترین شکل استفاده شود.

  • ۱ نظر
  • ۳۰ تیر ۹۲ ، ۱۹:۵۲
  • ۵۵۳ نمایش
  • ابناء الزهرا (سلام الله علیها)